مدل بهزیستی روانشناختی کارول ریف

 

مدل بهزیستی روانشناختی کارول ریف (ریف، 1989؛ ریف و کییز، 1995)، مدلی کلی از بهزیستی روانشناختی است، که به بررسی پیشرفت های درک شده در مقابل چالش های وجودی، در جریان طول عمر می پردازد. این مدل اساسا به شرح شش بعد بهزیستی می پردازد که این ابعاد عبارتند از: پذیرش خود، داشتن ارتباط مثبت با دیگران، استقلال(خود مختاری)، تسلط محیطی، هدفمندی در زندگی و رشد فردی. این ابعاد بر اساس یکپارچگی بینش های حاصل از نظریه های رشد در طول عمر، نظریه  های بالینی رشد فردی و رویکرد های سلامت ذهنی می باشند (ریف، 1989؛ ریف و کییز، 1995). فرض اصلی این مدل بر این است که بهزیستی پایان یا نتیجه ی نهایی نمی باشد، بلکه روند تکمیل کردن و یا عملی کردن توان های یک فرد می باشد. طبق مدل مربوط، خوب زندگی کردن و خوب پیر شدن، چنین ایجاب می کند که افراد از توان های خود به طور کامل استفاده می کنند، که این امر به صورت سطوح بالا در تمامی ابعاد قابل مشاهده خواهد بود. به همین منوال، ابهاد شش گانه ی بهزیستی روانشناختی را می توان به عنوان معیارهایی برای 'موفقیت' در نظر گرفت. ریف و همکارانش، مقیاسی برای اندازه گیری ابعاد شش گانه ایجاد نموده اند (ریف و کییز، 1995). 

سالمندی موفق

در خصوص سالمندی موفق، چند رویکرد نظری مهم وجود دارد. در اینجا به بررسی چهار مدل و نظریه ی مهم می پردازیم، که اولین مدل، مربوط به [1]مدل بهزیستی روانشناختی کارول ریف می باشد ([2]ریف، 1989؛ ریف و کییز، 1995)، که عمدتا به توضیح در مورد سوال 'چه'، به عبارتی در مورد معنای 'به خوبی' پرداخته است. مدل های دوم و سوم عمدتا در مورد سوال 'چطور'، به عبارتی در مورد روندهای رفتاری که موجب تجربه ی سالمندی خوب می شود، مربوط می باشند. این مدل ها عبارتند از [3]مدل انتخاب، بهینه سازی و جبران (SOC) (بالتز و بالتز، 1990) و [4]نظریه ی انگیزشی افزایش طول عمر (هک هوزن، وروچ، اسکولز، 201؛ اسکولز و هک هوزن، 1996). و در پایان، نظریه ی خود مدیریت بهزیستی (SMW) است، که پاسخی برای سوال های 'چه' و 'چطور' می باشد ([5]استورینک، لیندنبرگ و اسلیتس، 2005).



[1] Carol’s Ryff model of Psychological Well-being

[2] Ryff, 1989; Ryff and Keyes

[3] Selection, Optimization and compensation (SOC) model (Baltes and Baltes)

[4] Motivational theory of life-span development (Heckhausen, Wrosch, and Schulz)

[5] Steverink, Lindenberg, and Slates

تبریک سال جدید

با سلام  و احترام

پیشاپیش سال جدید را به همه دوستان، اساتید و دانشجویان گرامی تبریک عرض میکنم؛ این شعر تقدیم به همه شما بزرگوران

ز کوی یار می‌آید نسیم باد نوروزی

از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی

چو گل گر خرده‌ای داری خدا را صرف عشرت کن

که قارون را غلط‌ها داد سودای زراندوزی

ز جام گل دگر بلبل چنان مست می لعل است

که زد بر چرخ فیروزه صفیر تخت فیروزی

به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی

به گلزار آی کز بلبل غزل گفتن بیاموزی

چو امکان خلود ای دل در این فیروزه ایوان نیست

مجال عیش فرصت دان به فیروزی و بهروزی

طریق کام بخشی چیست ترک کام خود کردن

کلاه سروری آن است کز این ترک بردوزی

سخن در پرده می‌گویم چو گل از غنچه بیرون آی

که بیش از پنج روزی نیست حکم میر نوروزی

ندانم نوحه قمری به طرف جویباران چیست

مگر او نیز همچون من غمی دارد شبانروزی

می‌ای دارم چو جان صافی و صوفی می‌کند عیبش

خدایا هیچ عاقل را مبادا بخت بد روزی

جدا شد یار شیرینت کنون تنها نشین ای شمع

که حکم آسمان این است اگر سازی و گر سوزی

به عجب علم نتوان شد ز اسباب طرب محروم

بیا ساقی که جاهل را هنیتر می‌رسد روزی

می اندر مجلس آصف به نوروز جلالی نوش

که بخشد جرعه جامت جهان را ساز نوروزی

نه حافظ می‌کند تنها دعای خواجه تورانشاه

ز مدح آصفی خواهد جهان عیدی و نوروزی

جنابش پارسایان راست محراب دل و دیده

جبینش صبح خیزان راست روز فتح و فیروزی

شاعر: حضرت حافظ

روز دانشجو بر همه دانشجویان عزیز مبارکباد

علم باید تا جهان گیرد نظام

                         کار باید تا جهان چون زر شود

فکر دیگر باید و مردی دگر

                       تاکه اوضاع جهان دیگر شود

خدمت استاد باید دیرگاه

                     تاکه دانشجوی دانشور شود 

ملک الشعرای بهار

عیدتان مبارک

گل در بر ومی در کف و معشوق به کام است    سلطان جهانم به چنین روز غلام است

گو شمع میارید در این جمع که امشب            در مجلس ما ماه رخ دوست تمام است
گوشم همه بر قول نی و نغمه چنگ است         چشمم همه بر لعل لب و گردش جام است
در مجلس ما عطر میامیز که ما را                   هر لحظه ز گیسوی تو خوشبوی مشام است
از چاشنی قند مگو هیچ و ز شکر                    زآنرو که مرا از لب شیرین تو کام است
تا گنج غمت در دل ویرانه مقیم است                همواره مرا کوی خرابات مقام است
از ننگ چه گویی که مرا نام ز ننگ است             وز نام چه پرسی که مرا ننگ ز نام است
میخواره و سرگشته و رندیم و نظر باز                وانکس که چو ما نیست در این شهر کدام است
حافظ منشین بی می و معشوق زمانی             کایام گل و یاسمن و عید صیام است

شاعر: حضرت حافظ

تنظیم و تحول هیجان های تحصیلی:

 

هیجان ها همان طور که  می توانند برای دستیابی به اهداف تحصیلی و بهزیستی مفید باشند می توانند کاملا" مخرب نیز باشند. تنظیم هیجان را می توان برای بهبود نقشی که هیجان های فرد بازی می کند، به کار برد. معمولا" اما نه همیشه ، تنظیم هیجان در جهت افزایش هیجان های مثبت و کاهش هیجان های منفی صورت می گیرد(پکران،2006).

مؤلفه های اساسی تنظیم هیجان شامل تشخیص و درک فرد از هیجان های خود، مدیریت این هیجان ها از طریق تهییج، تعدیل و بازداری آنها و کاربرد هیجان ها برای عمل و دستیابی به اهداف می باشند(ماتیوس، زیدنر و رابرتز[1]، 2002، به نقل از پکران، 2006). فرض های نظریه ارزش ـ کنترل می گویند که تلاشهای افراد برای مدیریت هیجان های خود می تواند بر هر کدام از عناصر درگیر در چرخه فرایندهای بازخوردی مربوط به هیجان، پیشایندها و تأثیراتشان، متمرکز شود(نیکدل،1391)

 بنابراین، عملکرد تنظیم می تواند الف) مستقیما" به سمت مؤلفه های هیجان های تحصیلی باشد (تنظیم هیجان مدار، مانند تمرکز توجه بر هیجان و یا دور کردن توجه از آن، کاربرد تکنیک های آرام بخش، یا مصرف دارو)؛ ب) متوجه پیشایندهای کنترل و ارزش هیجان ها باشد(تنظیم ارزیابی محور، مانند بازسازی انتظارات و اسنادها )؛ ج) بر بهبود یادگیری تحصیلی و موفقیت، که زیربنای کنترل ادراک شده هستند، متمرکز شود( تنظیم مسأله مدار مانند کسب مهارتهای مطالعه)؛ د) بر تغییر شرایط موقعیتی تعیین کننده ارزشها و کنترل پذیری ها تمرکز کند(مانند درخواست کاهش تکلیف، یا ترک یک دوره تحصیلی)(پکران،2006).

تحول هیجان های تحصیلی فرد می تواند به مجموعه ای از عوامل وابسته باشد، این عوامل عبارتند از ارزیابی های شناختی، پیشایندهای موقعیتی، یادگیری فردی و موفقیت تحصیلی. توانایی های شناختی برای شکل گیری انتظارات مربوط به اسنادهای علی پیشرفت و ارزیابی های مربوط به ارزشهای آن پیشرفت در سالهای آغازین مدرسه و پیش از دبستان کسب می شوند. در مراحل بعدی زندگی تحصیلی دانش آموزان، رشد مداوم ارزیابی ها و هیجان های پیشرفت احتمالا" به وسیله محیط های تحصیلی و فعالیت دانش آموزان در این محیط ها بدست می آید. برای مثال، موفقیت و شکست های انباشته شده می توانند انتظارات پیشرفت مربوطه را ایجاد کنند، که به نوبه خود بر توسعه هیجان های مربوط به شکست و یا موفقیت تأثیر می گذارند(پکران، 1992).



 

معنای هیجانات پیشرفت

بر اساس معانی مؤلفه­ای نظام­های پویا از (داماسیو[1]، 2004؛ شِرِر[2]، 1984)، هیجانات به عنوان فرآیندهای چندمؤلفه­ای و هماهنگ زیرنظام­های روانی شامل فرآیندهای عاطفی، شناختی، انگیزشی، ابرازی، و فرآیندهای فیزیولوژیکی جنبی در نظر گرفته می­شود. فرآیندهای عاطفی هسته­ی اصلی هیجانات را تشکیل می­دهند و از لحاظ فیزیولوژیکی به زیرنظام­های حاشیه­ای مربوط می­شوند (فِلوس و لودوکس[3]، 2005). به عنوان مثال، مؤلفه­های اضطراب شامل احساس ناراحتی و عصبیت (مؤلفه­ی عاطفی)، نگرانی (شناختی)، انگیزش اجتنابی (انگیزشی)، حالات اضطرابی در چهره (ابرازی)، و عوارض فیزیولوژیکی جنبی (فیزیولوژیکی) است. شدت کم هیجانات (حالات هیجانی) نیز ممکن است این مؤلفه­ها را در بر داشته باشد، و این نشان می­دهد که حتی اگر تمامی مؤلفه­های آنها در خودآگاه بروز نیابد آنها را باید به عنوان هیجانات در نظر گرفت.

هیجانات پیشرفت به عنوان هیجاناتی تعریف شده­اند که مستقیماً با فعالیت­ها یا پی­آمدهای پیشرفتی در رابطه هستند. پیش از این، مطالعات صورت گرفته در هیجانات پیشرفت معمولاً بر هیجانات مربوط به پی­آمدهای پیشرفت تأکید داشتند. تعریفی که در اینجا ارائه شد نشان می­دهد که هیجانات مربوط به فعالیت­های پیشرفتی به عنوان هیجانات پیشرفت نیز محسوب می­شوند. لذت حاصل از یادگیری، خستگی حاصل از کلاس درس، و یا احساس ناکامی و خشمی که در اثر رویارویی با با فعالیت­های دشوار بروز می­یابند نمونه­ های جدیدی از هیجانات پیشرفتی مربوط به فعالیت­ها هستند. در نتیجه، می­توان دو نوع از هیجانات پیشرفتی را تعریف کرد: هیجانات فعالیت[4] که به فعالیت­های پیشرفتی در جریان مربوط می­­شوند، و هیجانات پی­آمد[5] که به پی­آمدهای این فعالیت­ها مربوط هستند (پکران و همکاران، 2002الف؛ پکران، الیوت، و مایر[6]، 2006الف). مورد دوم شامل هیجانات پیشگو و مربوط به آینده (مانند امید به موفقیت و ترس از شکست) و همچنین بازتگرانه و مربوط به گذشته است (مانند غرور و یا شرمی که پس از بازخوری ناشی از فعالیت حاصل می­گردد؛ به جدول 1 مراجعه شود).

به طور کل، هیجانات پیشرفت را می­توان به عنوان رخدادهای لحظه­ای در یک موقعیت و در یک نقطه­ی زمانی خاص در نظر گرفت (هیجانات پیشرفتی حالتی[7]؛ مانند اضطرابی که پیش از امتحان وجود دارد). نوع دیگر هیجانات را می­توان به عنوان هیجانات همیشگی (عادی) و تکرار شونده که معمولاً افراد آنها در مورد فعالیت­ها و پی­آمدهای مربوط به پیشرفت تجربه می­کنند نیز تعریف کرد (هیجانات پیشرفتی صفتی[8]؛ اضطراب آزمون صفتی[9]، اسپیِلبرگر، آنتون، و بِدِل[10]، 1976). ویژگی بارزی که موجب تفکیک هیجانات پیشرفتی حالتی و ویژه می­گردد کلیت زمانی است و نه کلیت مکانی، زیرا هیجانات پیشرفتی ویژه نیز ممکن است خاص یک موقعیت باشند (مانند هیجانات پیشرفتی ویژه­ی ریاضیات که به احساسات هیجانی عادی که در موقعیت­های مربوط به ریاضیات رخ می­دهند اطلاق می­شود).



[1] Damasio

[2] Scherer

[3] Fellous & LeDoux

[4] Activity emotions

[5] Outcome emotions

[6] Elliot, Maier

[7] State achievement emotions

[8] Trait achievement emotions

[9] trait test anxiety

[10] Spielberger, Anton, Bedell 

پیشاپیش عیدتان مبارک

ساقیا آمدن عید مبارک بادت

                           وان مواعید که کردی مرواد از یادت

در شگفتم که در این مدت ایام فراق

                            برگرفتی ز حریفان دل و دل می‌دادت

برسان بندگی دختر رز گو به درآی

                              که دم و همت ما کرد ز بند آزادت

شادی مجلسیان در قدم و مقدم توست

                             جای غم باد مر آن دل که نخواهد شادت

شکر ایزد که ز تاراج خزان رخنه نیافت

                           بوستان سمن و سرو و گل و شمشادت

چشم بد دور کز آن تفرقه‌ات بازآورد

                           طالع نامور و دولت مادرزادت

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح

                               ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

تبریک به مناسبت هفته پژوهش

ساقیا سایه ابر است و بهار و لب جوی

                        من نگویم چه کن ار اهل دلی خود تو بگوی

بوی یک رنگی از این نقش نمی‌آید خیز

                                     دلق آلوده صوفی به می ناب بشوی

سفله طبع است جهان بر کرمش تکیه مکن

                                       ای جهان دیده ثبات قدم از سفله مجوی

دو نصیحت کنمت بشنو و صد گنج ببر

                                        از در عیش درآ و به ره عیب مپوی

شکر آن را که دگربار رسیدی به بهار

                                       بیخ نیکی بنشان و ره تحقیق بجوی

روی جانان طلبی آینه را قابل ساز

                                       ور نه هرگز گل و نسرین ندمد ز آهن و روی

گوش بگشای که بلبل به فغان می‌گوید

                                       خواجه تقصیر مفرما گل توفیق ببوی

گفتی از حافظ ما بوی ریا می‌آید

                                          آفرین بر نفست باد که خوش بردی بوی 

شاعر: حافظ

هیجانات تحصیلی

هیجان های تحصیلی هیجانهایی هستند که مستقیما" با فعالیتها یا نتایج پیشرفت تحصیلی پیوند دارند(پکران و همکاران،2002,). این تعریف دلالت بر این دارد که علاوه بر هیجانهای مربوط به نتایج تحصیلی، هیجان های وابسته به فعالیت­های مرتبط با تحصیل نیز هیجان های تحصیلی تلقی می­شوند. 

بنابراین،  لذت ناشی از یادگیری و خستگی که دانش آموزان هنگام آموزش کلاسی تجربه می کنند، یا ناامیدی و خشم هنگام مواجهه با تکالیف سخت، مواردی از هیجان های مربوط به فعالیتهای مرتبط با تحصیل هستند. به این ترتیب، به لحاظ موضوعی می­توان دو نوع متفاوت هیجان تحصیلی را لحاظ کرد: هیجان فعالیت، که به فعالیت مرتبط با تحصیل وابسته است و هیجان پیامدی، که با نتایج این فعالیت­ها پیوند دارد (پکران و همکاران a2002، پکران و همکاران،2006).

*این دو نوع هیجان را می توان با توجه به قالب زمانی متفاوت آنها به هیجان های آینده نگر (مانند امید به دستیابی به موفقیت، اضطراب از احتمال وقوع شکست) و هیجان های گذشته نگر (مانند غرور یا شرمندگی تجربه شده بعد از بازخورد موفقیت) تقسیم بندی کرد و یا براساس ارزش آنها  به هیجان های مثبت( مانند لذت از یادگیری، امید به دستیابی به موفقیت و احساس غرور) در برابر منفی(مانند خشم، اضطراب و خستگي) طبقه بندی نمود. (پکران، 2006).