تنظیم و تحول هیجان های تحصیلی:
هیجان ها همان طور که می توانند برای دستیابی به اهداف تحصیلی و بهزیستی مفید باشند می توانند کاملا" مخرب نیز باشند. تنظیم هیجان را می توان برای بهبود نقشی که هیجان های فرد بازی می کند، به کار برد. معمولا" اما نه همیشه ، تنظیم هیجان در جهت افزایش هیجان های مثبت و کاهش هیجان های منفی صورت می گیرد(پکران،2006).
مؤلفه های اساسی تنظیم هیجان شامل تشخیص و درک فرد از هیجان های خود، مدیریت این هیجان ها از طریق تهییج، تعدیل و بازداری آنها و کاربرد هیجان ها برای عمل و دستیابی به اهداف می باشند(ماتیوس، زیدنر و رابرتز[1]، 2002، به نقل از پکران، 2006). فرض های نظریه ارزش ـ کنترل می گویند که تلاشهای افراد برای مدیریت هیجان های خود می تواند بر هر کدام از عناصر درگیر در چرخه فرایندهای بازخوردی مربوط به هیجان، پیشایندها و تأثیراتشان، متمرکز شود(نیکدل،1391)
بنابراین، عملکرد تنظیم می تواند الف) مستقیما" به سمت مؤلفه های هیجان های تحصیلی باشد (تنظیم هیجان مدار، مانند تمرکز توجه بر هیجان و یا دور کردن توجه از آن، کاربرد تکنیک های آرام بخش، یا مصرف دارو)؛ ب) متوجه پیشایندهای کنترل و ارزش هیجان ها باشد(تنظیم ارزیابی محور، مانند بازسازی انتظارات و اسنادها )؛ ج) بر بهبود یادگیری تحصیلی و موفقیت، که زیربنای کنترل ادراک شده هستند، متمرکز شود( تنظیم مسأله مدار مانند کسب مهارتهای مطالعه)؛ د) بر تغییر شرایط موقعیتی تعیین کننده ارزشها و کنترل پذیری ها تمرکز کند(مانند درخواست کاهش تکلیف، یا ترک یک دوره تحصیلی)(پکران،2006).
تحول هیجان های تحصیلی فرد می تواند به مجموعه ای از عوامل وابسته باشد، این عوامل عبارتند از ارزیابی های شناختی، پیشایندهای موقعیتی، یادگیری فردی و موفقیت تحصیلی. توانایی های شناختی برای شکل گیری انتظارات مربوط به اسنادهای علی پیشرفت و ارزیابی های مربوط به ارزشهای آن پیشرفت در سالهای آغازین مدرسه و پیش از دبستان کسب می شوند. در مراحل بعدی زندگی تحصیلی دانش آموزان، رشد مداوم ارزیابی ها و هیجان های پیشرفت احتمالا" به وسیله محیط های تحصیلی و فعالیت دانش آموزان در این محیط ها بدست می آید. برای مثال، موفقیت و شکست های انباشته شده می توانند انتظارات پیشرفت مربوطه را ایجاد کنند، که به نوبه خود بر توسعه هیجان های مربوط به شکست و یا موفقیت تأثیر می گذارند(پکران، 1992).