معلم ساختگرا پاسخ های اولیه دانش آموزان را بسط می دهد.
پاسخ اولیه که تنها ، پاسخ اولیه است. دانش آموزان ابتدا برای پاسخ دادن به مسائل لزوماً افکار نهایی خود را و نه بهترین افکار خود را بیان می کنند. از طریق بسط ، دانش آموزان اغلب اشتباهات خود را تصور و ارزیابی می کنند به عنوان مثال ، معلم ریاضی کلاس اول متوسطه مشکلات کلاسش در درس را تعیین می کند. یک دانش آموز، پرسید از معلم اگر رویکرد او به حل یکی از مسائل بینجامد مناسب است. معلم خواست دانش آموز توضیح بدهد که تا به حال چه چیزی انجام داده است. با روش گام به گام رویکرد خود را توضیح داد ، او خطاهای خود را مشخص ساخت. او لبخند زد و گفت : "من فراموش کرده ام که هر دو طرف معادله را در "X." ضرب کنم. معلم بر اساس پاسخ های
دانش آموز فرض کرد که او می تواند چیزهای بیشتری یاد بگیرد که در تدریس بعدی در درس آینده مطرح خواهد شد و او می تواند به سادگی اشتباهاتش را برای خودش ثابت کند.
گاهی اوقات ، و شاید اغلب اوقات ، معلمانی که پاسخهای نادرست دانش آموزان را می شنوند، مفهوم آنها را نیز نادیده می گیرند. بسط دانش آموزان را قادر می سازد تا برای درک یک مفهوم تفکر داشته یا نداشته باشند. به عنوان مثال ، یکی از همکاران ما گفتگوی با دخترهای 5 ساله در مورد مزیتهای نسبی زندگی در نیویورک انجام داد . یکی از دختران پس از چند دقیقه ، نام 42 خیابان در نیویورک را بیان نمود. پدرش موافقت کرد ، و گفت او می تواند نام خیابان های دیگر در نیویورک را نیز بگویید. او به 52 خیابان و سپس به 62 خیابان اشاره کرد. پدرش از او پرسید : چه خیابانی بالاتر از خیابان 62 بود. او جواب داد "خیابان 72 ،". سپس خیابان 82 ، خیابان 92 ، و خیابان 102. پدر او هم اکنون متقاعد شده بود که دختر او ده ها بار آنجا را مشاهده کرده است ، از او پرسید :چه چیزی زیر خیابان42 است. او جواب داد "مترو
اغلب دانش آموزان و معلمان کشف می کنند که چگونه دیدگاه های آنها در بعضی از مواقع متضاد می باشد. و تنها از طریق اکتشاف است که افراد می توانند این دو فرایند متضاد را با هم ترکیب کنند.