بهتر است آموزش معلمان، قبل و بعد از خدمت بر اساس اصول و روشهای ساختگرایی باشد.
مربیان ، اطلاعات ، اصول و راهبردهای را مورد توجه قرار می هند تا دانش آموزان بر اساس آنها، درکشان از مفاهیم مهم را بسازند. بنابراین بسیاری از آنچه را که معلمان مشتاق و کارآمد آموزش می دهند ریشه در نظریه رفتاری پاسخ-محرک دارد. اما اکنون زمان آن رسیده است که ایده های خود را درباره تدریس و یادگیری غنی ترکنیم.
علاوه بر ارائه موضوعات اسکینر و ثورنداک در درس روانشناسی تربیتی، دانشجویان کارشناسی باید با تحقیقات پیاژه ، ویگوتسکی ، الکایند ، دویی ، و گاردنر آشنا شوند. به دانشجویان دوره کارشناسی ، باید یادگیری درحد تسلط تدریس شود. و آنها باید با کارهای مهم سیگل،فوسنت،فورمن،ویدثورث،دایک ورث،کارپلس ، جوی و ویل آشنا شوند.
زیر بنای فلسفی نظریه ها و شیوه های که معلمان تازه کار با آن مواجهه می شوند، تاثیر دیرپایی است که روی درک شان از نقش آموزش دارد. پس از تمرین ، معلمان حتی به سطحی می رسند که نظریه ها و روش های جدیدی را از خود ارائه می دهند.در آموزش معلمان قبل و بعد از خدمت باید شیوه تدریسی به آنها آموزش داده شود که با وساطت آن دانش آموزان بتوانند درک خود را بسازند ، بنابراین ، معلمان در برنامه های آموزشی ، باید اساس ساختنگرای داشته باشند(بروکس 1984 ، بروکس و بروکس 1987 ، لوکس هورسلی و همکاران. 1990 ، فوسنت،1990).
ما دریافته ایم که به آسانی بیشتر معلمان روش های ساختگرای را درک می کنند وقتی (1) آنها با برنامه ها و رویکردهای خاصی که در چارچوب ساختگرای است مواجهه می شوند ، مانند روش کلی برای تدریس زبان ، دستکاری برنامه های ریاضی ، مدل های گام به گام در علوم ، راهبردهای یادگیری مشارکتی و الگوها ی گروهی تعاملی / انعطاف پذیر . (2) آنها از کلاس درس برای تغییر شیوه هایشان استفاده می کنند ، مانند مربیگری همسال و تدریس تیمی. اما اگر به معلمان فرصت کافی برای یادگیری ساختگرایی داده شود و بر اساس آن آموزش خود را بنا کنند از طریق آن می توانند شیوه ها و برنامه های آموزشی را منعکس کنند ، و یاد می گیرند به چیزهای کم اهمیت بها ندهند.