معلم ساختگرا دانش آموزان را به سوال کردن تشویق می کند از طریق سوالهای متفکرانه ، سوالات باز پاسخ و برانگیختن دانش آموزان به سوال کردن از یکدیگر.

ما به عنوان مربی، اگر می خواهیم دانش آموزان به ارزش سوال پی ببرند ، ابتداء باید خودمان ارزش آن را بدانیم. اگر معلمی سوالی را بپرسد که تنها یک جواب درست داشته باشد ، چگونه می توان از            دانش آموزان انتظار داشت که مهارتهای تحلیلی خود را که برای سوالهای گوناگون نیاز است توسعه دهند؟اغلب مدارس حاضر دانش آموزانانشان یک دیدگاه دارند : کلمب کاشف شجاعی بود  که آمریکا را کشف کرد (در اینجا وقتی که او آمد به ساحل چه کاری انجام داد؟) ؛ و پی = 3.14  (اما ج / د : دور /
قطر – اعداد دیگری محاسبه می شوند و به عنوان خارج قسمت دو عدد صحیح  پی محاسبه شده است ، چگونه می توانید آن را غیر منطقی در نظر بگیرید؟

مجموعه سوالات متفکرانه برای دانش آموزان چالش ایجاد کرده و باعث می گردد که آنها  فراتر از مسائل حاضر فکر کنند، به عمق و وسعت مسائل توجه داشته باشند و به شکل برداشتهای خود از رویدادها و  پدیده ها دقت کنند. دانستن ، به عنوان مثال ، که کشتی کلمب زمانی که آمد برای بومیان آمریکا با خود  بیماری آورد که هیچ آنتی بادی برای آن وجود نداشت که کلمبوس و مردانش بومیان آمریکا را برای بردگی در خانه ها اسیر کردند، دانش آموزان را قادر می سازد برای مشاهده توسعه تاریخی
کشورشان از لحاظ کلمبوس 'خطرات محاسبه شده و محاسبه نشده و ظلم و ستم به آمریکایی های بومی را مشخص کنند. به طور مشابه ، دانستن اینکه روشهای مختلفی برای محاسبه مفهوم پی وجود دارد ، وجستجو برای ارزش دقیق پی روی  تحقیقات جدیدی که مربوط به علوم  غیر طبیعی هستند تأثیر می گذارد ،    دانش آموزان را قادر می سازد تا به سوالاتی که ممکن است منجر به درک عمیق تر هندسه و توابع ریاضی گردد، اهمیت دهند. پرورش دریافت حقایق و انتخاب گزینه های واقعی "" رسالت آموزش و پرورش است زیرا مسائل "واقعی" به ندرت  تک بعدی هستند .

در یکی از کلاس پایه سوم ، معلم " گروههای مشاوره ای " تشکیل داد .هردانش آموز یک مشاور بود که خود موضوعات را انتخاب می کرد و مسئول بود که بقیه کلاس درباره آن موضوع مطلع شوند. هر مشاور متعلق به گروه کوچکی از دانش آموزان بود که به منظور یادگیری در مورد موضوعات انتخاب شده  از یکدیگر سوال می کردند.  

یکی از دانش آموزان در مورد آتشفشان تا حد کاملی آگاهی داشت، در واقع ، او "سخنران"این  موضوع در کلاسشان بود. یک روز ، دانش آموز برای گروه خود شرح داد که چگونه آتشفشان ها در مناطق خاص توسعه پیدا می کنند. همانطور که اعضای گروه این اطلاعات جدید را مورد توجه قرار داده بودند ، یکی از دانش آموزان او پرسیدآیا ممکن است آتشفشان در حال توسعه زیر مدرسه باشد. اگر
آن ممکن است ، او می خواست بداند که چگونه آنها می دانند. دانش آموز- مشاور به دقت به این پرسش گوش داد و گفت : "من فکر نمی کنم که آتشفشان در اینجا بتواند توسعه پیدا کند ، اما من مطمئن نیستم. اما ، من فکر می کنم اگر آتشفشانی در اینجا در حال توسعه باشد ما می دانیم ".

"چگونه؟" یکی دیگر از دانش آموزان پرسید. "خب ،" دانش آموز - مشاور پاسخ داد : "اگر آتشفشان زیر مدرسه شد ، چمن ها از گرما به رنگ قهوه ای تبدیل خواهند شد .تا زمانی که علف سبز است ، من فکر می کنم ما امن هستیم " گفتگو با گروه همسالان؛یک عامل اساسی در یادگیری و توسعه است مدارس نیازمند تشکیلاتی هستند که چنین تعاملاتی را ترویج دهد.