۶) معلم ساختگرا دانش آموزان را تشویق می کند که با یکدیگر و با معلم خود  گفت و گو داشته باشند.

 دانش آموزان از طریق گفتمانهای اجتماعی که روش سودمندی است ،تصورات خود را تغییر و یا تقویت می کنند. داشتن فرصت برای ارائه ایده های خود ، همچنین گوش دادن به نظرات دیگران و منعکس کردن عقاید دیگران ، تجربه توانمند ی به شمار می رود. منفعت گفتمان با دیگران ، به ویژه با همسالان ، فرایند ساختن معنای را تسهیل می کند.

در طول این سالها ، بیشتر دانش آموزان از معلمان خود انتظار دارند تمایز بین ایده های "خوب" و "بد" را مشخص کنند ، و پاسخهای "درست " و" نادرست" را تعیین نمایند و نسبتاً دریافت این پیامها راحت و سر راست باشد. گفتگو ، موضوعی نمی باشد که در بافت مدرسه بوسیله اکثر دانش آموزان تجربه شده باشد .در نتیجه ، اکثر دانش آموزان برای سؤالات، پاسخ های کوتاه و مختصری ارائه می کنند.
و تنها زمانی صحبت می کنند  که آنها منطقی خاص دارند و برای ارائه  ایده "خوب" یا پاسخ "درست" حمایت می شوند. چنین کلاسهای ممکن است معلمان را در سرعت برنامه درسی کمک کند، اما آنها به  دانش آموزان در ساختن مفاهیم جدید و یا بازخورد بر روی مسائل کلاسیک کمک نمی کنند.

گروهی از معلمان پایه هشتم تصمیم گرفتند ، برای ارائه ادبیات، انتخاب گسترده تری به دانش آموزان خود بدهند و تعامل دانش آموزان با یکدیگر در تجزیه و تحلیل دقیق تر ایده های مهم با اهمیت بود. آنها مجموعه ای از کتابها را تدارک دیدند. یک گروه متشکل از هشت دانش آموز و یک نوجوان یک کتاب را می خواندند و در مورد همان کتاب بحث می کردند. دانش آموزان کتابی را تمایل داشتند انتخاب کنندکه توسط معلمانشان تالیف شده بود، برنامه مدرسه تغییر داده شد برای اینکه گروهها بتوانند در طول یک دوره سه هفته ای  دوبار برای 45 دقیقه یکدیگر را ملاقات کنند. در اولین جلسه ،نوجوان کتابها را بین دانش آموزان توزیع کرد ، چهار چوبی برای کتاب وجود داشت با سوال کردن در مورد تجارب قبلی دانش آموزان که مربوط به داستان بود ، و دانش آموزان شروع به خواندن کتاب با صدای بلند کردند. جلسه دوم به بحث در مورد کتاب اختصاص داده شد.

در کتاب اول ، دانش آموزان داستان موش و مردان را از اشتاین بک می خواندند. مسائل مطرح شده توسط دانش آموزان  در پایان  خواندن مورد بحث قرار می گرفت. ، موضوعات و تضادهای ایجاد شده توسط پرسش ها  بوسیله معلم مشخص می گردید. که شامل، درمان افراد مبتلا به معلولیت ها ، تبعیض جنسی ، توزیع ثروت و قدرت در کشور ، دوستی ها  و اعدام بود. معلم هماهنگ کننده بحث است ؛ به طوری که دانش آموزان ساکت  هستند و همچنین فرصت صحبت نیز دارند، و ایده هایی مربوط به بحث و گفتگو ، که متعلق به دانش آموزان هستند از طریق  گفتگوی دانش آموز- دانش آموز حل  می گردد.

گفتگوی دانش آموز- دانش آموز  بر اساس یادگیری مشارکتی استوار است (اسلاوین، 1990). گزارش کرده اند که تجارب یادگیری مشارکتی باعث ترویج جاذبه فردی در میان همسالان  مبتدی متعصب       می گردد (کوپر و همکاران سال ،1980) ، و همچنین یادگیری مشارکتی باعث می گردد که هم در فعالیتهای آموزشی و هم در فعالیتهای اوقات فراغت تعامل بیشتری با یکدیگر داشته باشیم (جانسون و همکاران،1981).

گفتگوی همسال با همسال که توسط معلمان تقویت می گردد انگیزه ای برای دانش آموزان به شمار        می رود. معلمان تازه کار با یک روش خاص دروس را طراحی  می کنند. در گروه های یادگیری  مشارکتی، یک سیستم برای یک خانواده که به تولید برق برای خانه خود اقدام کند، با استفاده از آسیابهای بادی. هیچ قید و شرطی که باتری می تواند مورد استفاده قرار گیرد در دستورالعمل گنجانده نشده است. در طول کل بحث هرگروه برای پیشرفت کار می کنند - ، موضوع ذخیره سازی انرژی منجر به سرعت بحث در مورد باتری ها می شود. اکثر دانش آموزان "باتری"  را بر حسب آنچه که معمولاً در یک فروشگاه خریدکرده اند تعریف می کنند سلول های الکترولیتی مانند،نوع مورد استفاده در اسباب بازی ها و چراغ قوه ، و یا سلول های بزرگتر مانند آنهای که برای قدرت اتومبیل ها مورد استفاده قرار می گیرند. و در نهایت باطری را به عنوان دستگاهی که می تواند انرژی را ذخیره کند تعریف  می کند، مانند بالون منبسط و یا مخزن آب گرم . نتیجه گفتگوهای انجام شده ، برای بعضی از دانش آموزان ، تحول چشم اندازهاست ، و برای دیگران ، شروع انعکاس در یک موضوع جدید است.

دو هفته بعد ، در حالی که این کلاسها را به سختی با یکدیگر درگیر کرده بودیم  ، مسائل به ظاهر ساده - چگونه طرح نقاشی شده در نصف اندازه اصلی است - یک دانش آموز ،پس از تمرکز زیاد روی سوال ، اعلام کرد : "اکنون ما در حال تلاش برای کشف آنچه واقعاً معنی ' نصف ' است هستیم. من هنوز می خواهم بدانم که : باتری چیست! "در هر یک از این جلسات ، دانش آموزان سوالات واظهارات خود را به یکدیگر می گفتند. معلم سؤالاتی را که آنها از یکدیگر مطرح می کردند و می خواستند با دقت       کلمه ای را انتخاب کنند روشن می ساخت. اما جریان های ارتباطات در میان دانش آموزان  وجود داشت که منجر به درک عمیق تر موضوعات در دسترس می شد.