در طراحی تکالیف ، معلمان ساختگرا از اصطلاحات شناختی مانند "طبقه بندی" ، "تجزیه و تحلیل" ، "پیش بینی" استفاده می کنند

کلماتی را که ما می شنویم و در زندگی روزمره به کار می بریم  بر روی سبک تفکر و در نهایت بر روی اعمال ما تاثیر می گذارد. معلمی که از دانش آموزان می خواهد در یک آزمون چند گزینه ای، ایده اصلی داستان را از یک لیست 4 احتمالی انتخاب کنند ،عملکردی متفاوت از معلمی خواهد داشت که از دانش آموزان می خواهد روابط بین سه تن از شخصیت های داستان را تجزیه و تحلیل کنند  و یا پیش بینی کنند که چگونه داستان ممکن است ادامه پیدا کند با  وقایع معینی که در داستان اتفاق نیفتاده است.  تجزیه و تحلیل ، تفسیر ، پیش بینی  و ترکیب فعالیتهای ذهنی هستند که دانش آموزان را ملزم به ایجاد ارتباطات ، تجزیه و تحلیل متون و مفاهیم  و ایجاد مفاهیم جدید  می کنند.

 در کلاس پایه سوم ، معلم داستانی را برای دانش آموزان  می خواند تا آنها بشنوند درباره سه کودکی که در جنگل گم شده بودند. پس از تلاش  زیاد ، اما ناموفق ، برای پیدا کردن راه خود ، یکی از سه کودکان ، که نوجوانی باهوش و شجاع بود ، داوطلبان به تنهایی  در جستجوی کمک رفت  در حالی که دو نفر دیگر همان جا منتظر بودند. در این  موقعیت ، معلم می ایستاد و از دانش آموزان می پرسید که پیش بینی کنند که احتمالاً  داستان چگونه به پایان می رسد و دلایل مشخص خود را پشت سر  پیش بینی های خود بیان کنند : اگر دانش آموزی پیش بینی کند که فردی  که بدنبال کمک رفته نجات می یابد و دو نفر دیگر  می میرند،از او خواسته می شود نشان دهد که چرا این اتفاق می افتتد. اکثریت قریب به اتفاق دانش آموزان پیش بینی کردند که هر سه نجات می یابند و آنها پیش بینی هایشان را بر اساس شایستگی های کودکی که به جستجوی کمک رفته بود  توضیح می دادند. دانش آموزان اطلاعات و برداشتهای خود را از متن دریافت می کردند که پیش بینی می کرد ،چگونه ممکن است داستان به پایان برسد .   طراحی تکالیف در محدوده فعالیت های شناختی مانند تجزیه و تحلیل ، تفسیر  و پیش بینی- و به صراحت استفاده آنها توسط دانش آموزان - ساختن درک های جدید را پرورش می دهد.