معلمان ساختن گرا ، دانش آموزان مبتکر و مستقل را تشویق می کنند و می پذیرند.
در حالی که فلسفه واهداف بسیاری از مدارس این است که می خواهند دانش آموزانی تربیت کنند که متفکر باشند و کشف های شخص داشته باشند، فرضیه ها را مورد آزمایش قرار دهند و ساختارها را سازماندهی و مدیریت کنند ؛مدارسی هستند که در برابر این اهداف موضع گیری می کنند. بنابراین ، اگر بخواهیم در دانش آموزان استقلال ، ابتکار و رهبری پرورش یابد ، باید چنین کاری در کلاس های درسی فردی صورت گیرد.
استقلال و ابتکار عمل سریع دانش آموزان را برمی انگیزاند تا بین ایده ها و مفاهیم به درستی ارتباط برقرار کنند. دانش آموزانی که سئوالات و مسائل اساسی را مطرح می کنند و سپس پاسخ آنها را جستجو می کنند و تحلیل می نمایند و در برابر یادیگیری خودشان مسئولیت دارند، حل کننده مسائل به شما می روند و شاید مهمتر از این یابنده مسائل می باشند.این دانش آموزان، در جستجوی فهم جدید هستند – ایده های خود را درک می کنند و از ایده های دیگران مطللع می شوند. این دانش آموزان خواسته ای غیر منطقی ندارند ، برای بازی با ایده ها خود آزاد هستند ، مسائل را کشف می کنند و با اطلاعات جدید در ارتباط می باشند.
روشی که معلم به کار می برد استفاده از یک تکلیف قالبی است که نمره دانش آموزان خودمختار و مبتکر را ممکن است تعیین کند. برای مثال ، دانش آموزان در پایه 12 کلاس انگلیسی رکس ادیپ را می خوانند. معلم از دانش آموزان خواست تا توصیف ساده ای را در موردکتاب الیور استون ،کارگردان فیلم جنجال برانگیز ، بنویسند. دانش آموزان ممکن است در مورد آن فکر کنند؛ و مقایسه نمایند و آنگاه درک خود را از نظرات سافکلیس تفسیر کنند . برای دیدن علاقه آنها ، معلم از یک گروه دانش آموزان خواست، اگر آنها بتوانند متنی را پیدا کنند که در آن ادیپیوس با مادرش خوابیده است. بعد از پیدا شدن این متن ، این گروه نتیجه گرفت که، با ترتیب وقایع ، ادیپ احتمالاً نمی توانست آن را انجام دهد.
آنگاه دانش آموزان به راحتی دفاعهای خود را از موقعیت هایشان نوشتند و داستان را آنطوری که تصور می کردند الیور استون ممکن است باشد ،بازسازی کردند.
دانش آموزان هوشیار که به دریافت اطلاعات بصورت منفعل تمایلی ندارند، از راهنماییهای مستقیم و از مطالعه و حفظ کردن آنچه که معلمان به آنها بگویید مهم است دوری می گزینند. فر صت ندان به دانش آموزان از اینکه بتوانند چیزهای باهمیت را از چیزهای بی اهمیت تشخیص دهند می تواند حمل بر این باشد که کلاس خوب مدیریت شده است که در واقع تغییر دادن چنین کلاسهای هزینه بر است.