تبدیل به معلم ساختن گرا شدن
اکثر معلمانی که ما با آنها برخورد داشته ایم، صرفنظر از رویکردهای که آنها در گذشته به کار می بردند، ساختن گرایی را به عنوان روشی که افراد همیشه یاد می گیرند در نظر می گیرند.بسیاری از این معلم ها معتقد هستند که ترکیبی از برنامه های انعطاف پذیر،مدیران غیر حمایتی و نامناسب بودن تجارب آموزشی قبل از خدمت و در حال خدمت از تدریس آنها به شیوه مناسب جلوگیری می کنند.یک پیشنهاد اساسی در این زمینه توجه به نقش ساختن گرایی در روش آموزش می باشد. معلمانی که با این شیوه های آموزشی مواجهه شده است ، مشتاقانه این شیوه های ساختن گرایی را به کار بردند تا اینکه زمان زیادی از کلاسهایشان به این شیوه ها اختصاص داده شد.
هنوز،بعضی از معلمان در برابر دیدگاه ساختن گرایی از خود مقاومت نشان می دهند.آنها معمولاً بنا به یکی از این سه دلیل یعنی تعهد به رویکرد های آموزشی کنونی،نگرانی در مورد یادگیری دانش آموزان و کنترل کلاسهایشان این کار را انجام می دهند.به بعضی از معلمان می گویم که، اگر چه آنها ناگزیر هستند که تدریس بر مبنای ساختن گرایی را به کار گیرند ،اما آنها شدیداً در حرفه تدریسشان از شیوه های ساختن گرایی استفاده نمی کنند.آنها می بینند که دلیلی برای تغییر وجود ندارد و دانش آموزانشان با همین شیو ه های کنونی خوب یاد می گیرند و کار می کنند؛ این است که ،دانش آموزانشان یاداشتهایشان را کامل می نویسند،آزمونهای مهم را می گذارنند،تکالیف خود را به خوبی و به موقع انجام می دهند،خوب می نویسند ،کارهای شخصی یا گروهی خود را به خوبی گزارش می کنند ونمره های خوبی برای کارهایشان می گیرند.هنوز بعضی از معلمان نگران هستند،که موافق تغییرات در رویکردهای که با دانش آموزانشان کار کرده اند نیستند، درباره رویکردهای شان که روی آنها کار کرده اند. چنین معلمانی بیشتر نگران موضوعات رفتاری مدیریتی کلاس هستند تا یادگیری دانشآموزان.آنها می ترسند از اینکه رویکرد ساختن گرایی در تدریس بعضی از کنترلهایشان را در کلاس محدود نماید.وقتی چنین معلمی یک کلاس پویا را مدیریت می کند ،تنها اوست که در کلاس تعیین می کند که چه چیزی درست است، اکثر دانش آموزان یاد می گیرند که بدون هیچ گونه انتقادی با انتظارات معلم روبه رو شوند، بطور مستقیم چنین دانش آموزانی از سوال کردن از معلم خود داری می کنند،برای رفتن به خانه از معلم اجازه می گیرند،به طرز قضاوت و ارزشیابی معلم توجه دارند.اما بعضی معلمان برعکس، به دانش آموزان اختیار می دهند تا درک خود را از جهان اطرافشان بسازند،این معلمان اکثراً از ارزشیابی شفاهی استفاده می کنند و بطور اساسی، منشور تعهدات را که رابط بین معلم و دانش آموزان می باشد، درک می کنند .
شدن یک معلم که کمک کند به دانش آموزان تا بدنبال یک چالش و انگیزش ،کار جستجو را آغاز کنند روشهای زیادی وجود دارد.چند دلیل برای معلمانی که در برابر دیدگاه ساختن گرایی از خود مقاومت نشان می دهند وجود دارد:اکثر آنها خودشان با چنین شیوه های آموزش ندیده اند بنابراین نمی توانند با این شیوه ها، تدریس کنند و از نظر آنها تغیرات خیلی چشمگیر می باشد،بنابراین انگیزه کمی برای تجربه کردن روشهای جدید دارند حتی اگر جذابیت این روشهای جدید را در آموزش درک کنند.
یک معلم ساختن گرا شدن، آن طوری که بسیاری از معلمان آن را سخت می دانند، نیست. ما دریافته ایم که بدنبال مجموعه توصیفی از رفتارهای تدریس ساختن گرایی، یک چهارچوب کارساز در بین معلمانی که این رویکرد جدید را می توانند تجربه کنند، ایجاد می گردد .بر اساس این مجموعه توصیفات، معلمان به عنوان میانجی بین دانش آموزان و محیط عمل می کنند و به دانش آموزان واقعاً بطور مستقیم اطلاعات نمی دهند و رفتارهای آنها را مدیریت نمی کنند و در تعامل با دانش آموزان هستند و چندین پژوهشگر و نظریه پرداز با یک دیگر کار می کنند.