نتایج:

به طور کلی 3 مدل که در واقع ساختار طبقه ای مدل موردنظر را توضیح می دهند مورد بررسی قرار گرفتند. در مدل عاملی اول چهار فاکتور برنامه ریزی، خودکنترلی، تلاش و خودکارآمدی با سه شاخص برای هر عامل مورد بررسی قرار گرفتند که نتایج مدل معادلات ساختاری حاکی از مناسب بودن مدل مورد نظر است .همچنین آزمون والد و  آزمون ال . ام نشان دادند که مدل مورد نظر از لحاظ آماری و نظری معنادار می باشد. همچنین همبستگی بین چهار عامل از لحاظ آماری معنادار است که قویترین همبستگی بین برنامه ریزی و خودکنترلی است.

در مدل عاملی دوم، عاملهای دوم مورد بررسی قرار گرفتند یعنی عاملهای فراشناخت و انگیزش. در این مدل همچنین نتایج بدست آمده از مدل معادلات ساختاری حاکی از مناسب بودن مدل مورد نظر است  و آزمون والد و  آزمون ال . ام نشان دادند که مدل مورد نظر از لحاظ آماری و نظری معنادار می باشد؛ همبستگی بین دو عامل 79/0 می باشد.

در مدل عاملی سوم، صفت یادگیری خودگردان  به مدل اضافه می گردد که نتایج مدل معادلات ساختاری حاکی از مناسب بودن مدل مورد نظر است  و آزمون والد و  آزمون ال . ام نشان دادند که مدل مورد نظر از لحاظ آماری و نظری معنادار می باشد. لذا نتایج  بدست آمده به طور خلاصه حاکی از این است که مناسبترین مدل ،مدل نوع سوم است.

بحث:

فهمیدن اینکه اسناد صفت یا حالت یادگیری خودگردان از ویژگیهای دانش آموزان است؛در تعیین تفاوتهای فردی ،یادگیری و عملکرد با اهمیت است. مطالعات گذشته نشان می دهند که صفت یا حالت یادگیری خودگردان می توان تغییر ناپذیر باشد.که در واقع در این جا بین ساختار صفت یا حالت از لحاظ ثبات تفاوتهای وجود دارد.(هونگ،1998) در کلاسهای سطوح بالا؛ آموزش و یادگیری ،به ویژه، در آموزش راهبردهای یادگیری خودگردان  درک و فهم اسناد و انتقاد در کسب موفقیت مهم است.

در این مطالعه سعی شده است بر اطلاعات و درک و فهم ما از ساختار یادگیری خودگردان  اضافه گردد با ارائه هدف خاص و دیدگاه صفت در مورد یادگیری خودگردان ؛ اگر چه ارتباط بین مؤلفه های  انگیزش ،خودکارآمدی ،تلاش، فراشناخت و خودگردانی در مطالعات مختلف تأیید شده است (بندورا،1995؛ پنتریچ،1991، زیمرمن،2000؛ شانک،1992 و...) اما روابط ساختاری آنها مورد مطالعه قرار نگرفته  است .لذا در این مطالعه مدل طبقه ای صفت یادگیری خودگردان  مورد بررسی قرار گرفته است. در مدل سه عاملی ، صفت یادگیری خودگردان  ،از دو عامل مشتق شده است: فراشناخت و انگیزش؛فراشناخت مشتق شده از برنامه ریزی و خودکنترلی و انگیزش از تلاش و خودکارآمدی مشتق شده است ؛اگر چه هر چهار عامل با هم همبستگی بالایی دارند ؛ اما دو عامل فراشناخت یعنی      برنامه ریزی و خودکنترلی نسبت به عوامل دیگر همبستگی بالایی با هم دارند.

خودگردانی به فراشناخت و انگیزش تعمیم داده می شود ، این دو عامل همبستگی بالایی با هم دارند ولی با هم متفاوتند. دانش آموزان خودگردان در سطح بالای انگیزش و فراشناخت قرار دارند. به طور کلی مدل ارائه شده با نظریه زیمرمن(1990) مطابقت دارد. برنامه ریزی و خود مشاهده گری با مؤلفه فراشناخت و ادراک خود ، خود موثری و تلاش زیاد  با مؤلفه انگیزش مطابقت دارد.

در این مدل سازه های دیگری که در این زمینه اهمیت دارند مورد توجه قرار نگرفته اند؛برای مثال در نظریه های انگیزش علاوه بر تلاش و خودکارآمدی ،عولمل دیگری مانند ارزشها، تجارب، تواناییها بحث می شود.در آینده پژوهشگرانی می توانند در تحلیل خود این عوامل در نظر بگیرند ؛ و تفاوتهای این مدلها را مورد بررسی قرار دهند.

چه اثری یادگیری خودگردان  و مؤلفه های آن بر رروی دیگر متغیرها در یادگیری و تفاوتهای فردی دارند ؛ سوال با ارزشی جهت پژوهش می باشد.علاوه بر این بررسی ارتباط بین یادگیری خودگردان  با آموزش مهارتهای خودگردان برای پژوهشهای آینده با ارزش است.

در نهایت، این مطالعه یک مدل سه عاملی برای  صفت یادگیری خودگردان  ارائه می دهد . یادگیری خودگردان فراگیران به وسیله معلمان از طریق کمک به آنان در استفاده از راهبردهای یادگیری تسهیل می گردد(پاریز،1990). همچنین معلمان باید از صفت یادگیری خودگردان  دانش آموزان کلاس خود اطلاع داشته باشند. در این مدل به معلمان پیشنهاد می گردد که برنامه ریزی ،خودکنترلی،تلاش و سطوح خودکارآمدی دانش آموزان خود را مورد بررسی قرار دهند تا  آن را درک نمایند و سپس محیط مناسبی را جهت آموزش مهارتهای خودگردانی فراهم کنند.