نتایج:

جدول یک نشان دهنده برازش مناسب برای هر سه مدل می باشد و جدول دو نشان دهنده این است که خودگردانی و عاملهای آن  با خودکارآمدی  همبستگی مثبت و معنادار و با اضطراب ریاضی همبستگی منفی و معنادار دارند همچنین تمرین و سازماندهی با اضطراب ریاضی هبستگی معنادار ندارند. جدول 3 نشان می دهد که خودگردانی ،تعمیم  و خودکارآمدی با سن همبستگی منفی و معنادار و با اضطراب ریاضی همبستگی مثبت و معنادار دارد. همچنین جنسیت  با اضطراب ریاضی همبستگی مثبت و معنادار دارد.

بحث:

در بسیاری از تحقیقات گذشته چند بعدی بودن خودگردانی نشان داده شده است(خودگردانی شامل راهبرهای شناختی و فراشناختی است)(مالپس،1999؛یاپ؛1993؛و...)

در این پژوهش شواهد نشان می دهند که  خودگردانی به صورت یک سازه چند بعدی و سلسله مراتبی باید در نظر گرفته شود. این یافته دارای  اهمیت زیادی است چون خودگردانی به صورت یک سازه انتزاعی از طریق تعامل راهبردهای شناختی و فراشناختی و نه یک آزمون واقعی قابل ارزیابی است .

نتایج نشان می دهد که خودگردانی و عاملهای آن  با  خودکارآمدی  همبستگی مثبت و معنادار و با اضطراب ریاضی همبستگی منفی و معنادار دارند همچنین تمرین و سازماندهی با اضطراب ریاضی هبستگی معنادار ندارند. که این یافته ها با یافته ای توباس(1995)همخوانی دارد.همچنین دنیس(2003)  روابط مشابه ای را بین خودکارآمدی و اضطراب ریاضی گزارش کرده است. در این پژوهش خودگردانی به عنوان متغیر شناختی و خودکارآمدی به عنوان متغیر انگیزشی در نظر گرفته شده است که افزایش خودگردانی(متغیر شناختی) منجر به افزایش خودکارآمدی(متغیر انگیزشی) و افزایش خودکارآمدی منجر به کاهش اضطراب ریاضی می گردد.

در مطالعات گذشته ارتباط بین خودکارآمدی و اضطراب ریاضی در سطح دانشگاه مورد برسی قرار گرفته بود ولی در این پژوهش این ارتباط در سطح راهنمایی انجام گرفته است.که می تواند اهمیت داشته باشد و به این نکته توجه داشته باشیم که خودکارآمدی به عنوان متغیر میانجی می تواند اضطراب ریاضی را در سطح راهنمایی کاهش دهد.

نتایج نشان می دهد که  خودگردانی ،تعمیم  و خودکارآمدی با سن همبستگی منفی و معنادار  دارد. بدین معنا است که دانش آموزان مسن تر نسبت به دانش آموزان جوان تر از لحاظ این متغیرها در سطح پایین تری هستند. هر چند که با انتظارات ما کمی متفاوت هستند اما براساس تعامل بافت و توانایی قابل تفسیرند.  بدین معنا که با افزایش حجم کار و پیچیدگی آن برای دانش آموزان مسن تر توانایی خودگردانی آنها نسبت به دانش آموزان جوانتر بیش تر به چالش کشیده می شود البته این موضوع ممکن است فقط برای این بافت خاص درست باشد. در مقابل، همبستگی منفی سن با خودکارآمدی و همبستگی مثبت سن و جنس با اضطراب ریاضی در این پژوهش همسو با بافتهای دیگر پژوهشگران در غرب است. که نشان دهنده یک همگرایی در دو بافت مختلف است.

محدودیتها: 1) نمونه فقط دانش آموزان پایه هشتم بودند لذا در تعمیم نتایج باید دقت کرد.2) پژوهش در بافت فرهنگی خاصی صورت گرفته است لذا در تعمیم نتایج باید دقت کرد3) داده ها به صورت مطالعه طولی جمع آوری نشده اند.

پیشنهادادت:

1) انجام پژوهش با نمونه های  بین فرهنگی و دانش آموزان پایه های مختلف

2) داده ها به صورت مطالعه طولی جمع آوری