درک و فهم ریاضی در موفقیت شغلی و مدیریت شخصی در زندگی روزمره ما  نمود دارد. ریاضی در دوره ابتدایی ،راهنمای و دبیرستان  مرکز نظم دهی برنامه های آموزشی است(بلوکا،2006). موفقیت در ریاضی در انتخاب و تصمیم گیری افراد تأثیر معنا داری دارد.(ناصر و همکاران،2005).

موفقیت در ریاضی برروی یادگیری ، عملکرد، آموزش، انگیزش و  شغل  افراد می تواند تأثیر   بگذارد.    ( استیورت،2000؛بیتز،1998؛ پرینتیچ، و همکاران؛2002).متأسفانه آمورش نادرست در این زمینه باعث شده است که در آمریکا برای مثال تنها 7 درصد از دانش آموزان از مهد کودک تا دانشگاه  در مورد ریاضی دیدگاه مثبت داشته باشند. جاکسون(1999).برنز(1998) دو سوم از نوجوانان در آمریکا از ریاضی متنفر هستند.

اضطراب ریاضی احساس تنش و اضطرابی است  که در موقع حل کردن مسایل ریاضی به طور گسترده در موقعیتهای آموزشی و زندگی روزمره به فرد دست می دهد( ریچاردسون،1972).

اضطراب ریاضی می توان باعث تنفر و ترس از ریاضی گردد.(توباس ،1987) .اضطراب ریاضی نمی تواند تنها یک دلیل داشته باشد و دلایل مختلفی می توانند  باعث آن گردند مانند آموزش ضعیف، خود مفهومی ضعیف، نگرشهای منفی والدین، و.... استیورت(2000) احتمالا"علت اضطراب ریاضی کمبود اعتماد در هنگام روبرو شدن با تکالیف ریاضی است.

بعضی از مطالعات معتقد  هستند که اضطراب ریاضی به تجارب گذشته دانش آموزان  در مورد ریاضی  برمی گردد(جاکسون و همکاران، 1999 ). پژوهش های گذشته در زمینه اضطراب ریاضی چندین محدویت دارند از جمله اکثر مطالعات رابطه بین اضطراب ریاضی را با پیشرفت تحصیلی مورد بررسی قرار داده اند. و به این نتیجه رسیده اند که اضطراب ریاضی ، پیشرفت تحصیلی را کاهش می دهد(هو و همکاران،2000؛همبرس 1990). لذا اکثر مطالعات اضطراب ریاضی را به عنوان متغیر مستقل و نه متغیر وابسته مورد بررسی قرار داده اند. وقتی  اضطراب ریاضی را به  عنوان متغیر مستقل مورد بررسی  قرار می دهند بیشتر روی متغیرهای آموزشی کاهش دهنده اضطراب ریاضی تمرکز می کنند مانند رفتار معلم،تکالیف و ..(دیفی،2002؛نیوستید،1998). اما در این پژوهش روی متغیرهای روانی  که باعث کاهش اضطراب ریاضی می گردد تمرکز شده است هر چند که بعضی از مطالعات در گذشته متغیرهای روانی مانند کمبود اعتماد،نگرش منفی و... را مورد بررسی قرار داده اند اما باید توجه داشت که به صورت نظری و کلی این کار را کرده اند بدون ارائه مدل و ابزارهای اندازه گیری(میلر و همکاران،1994). هر چند که در مطالعات گذشته اثر سن و جنس  بر اضطراب ریاضی مورد بررسی قرار گرفته  است (مارش و همکاران،2004) اما همه این مطالعات از روش آنوا جهت معناداری این تفاوت استفاده کرده اند ؛لذا در این مطالعه برای این کار یک مدل طراحی شده است.همچنین اکثر مطالعات گذشته در یک بافت فرهنگی غربی صورت گرفته است(مستن و همکاران،2007؛ هوو،2000؛ گرینجر و همکاران،2007).

 لذا در این مطالعه 1) اضطراب امتحان  به عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شده است.2)در یک بافت فرهنگی غیر غربی صورت گرفته است3)استفاده از متغیرهای مکنون پیچیده4)تمرکز بر روی متغیرهای کاهش دهنده اضطراب ریاضی 4) بررسی تأثیر   جنسیت و سن  بر روی متغیرهای پژوهش.5) بررسی مدل پیشهادی پژوهش که خودگردانی باعث افزایش خودکارآمدی می گردد و خودکارآمدی باعث کاهش اضطراب ریاضی می شود.

1.       خودگردانی:

به طور کلی اشاره می کند  به کارگیری  راهبردهای شناختی و فراشناختی مانند میل به تنظیم اهداف، برنامه ریزی، تعدیل و ارزیابی رفتار(پروین،2008).راهبردهای که به طور عام در زمینه خودگردانی به کار گرفته می شود عبارت است از تمرین، تعمیم و سازماندهی .

هر چند که در ادبیات تحقیق به طور واضح مشخص نشده است که آیا  خودگردانی  از راهبردهای مختلفی تشکیل یافته است؟ به هر حال،اکثر تحقیقات اخیر معتقد هستند که خودگردانی  از راهبردهای مختلفی تشکیل یافته است(زیمرمن،2000). لذا اگر چنین باشد خودگردانی به عنوان یک سازه چند بعدی از لحاظ روانسنجی باید قابل اندازه گیری باشد به ویژه اگر راهبردها بخشی از خودگردانی باشند باید روشهای وجود داشته باشد تا به دانش آموزان آموزش دهیم که خودگردانی خود را افزایش دهند آموزش این راهبرد ها یادگیری خودگردان فراگیران را افزایش می دهد. (پری و همکاران،2006). در این پژوهش هم از لحاظ نظری و هم از لحاظ آموزشی این مسئله بررسی  می گردد. تحلیل عاملی نشان داد که شناخت و فراشناخت دو عامل اساسی خودگردانی به شمار  می روند(پنتریچ،1990). در این پژوهش بر روی راهبردهای خاص که افراد به کار می برند تمرکز شده است.

    2. خودکارآمدی:

خودکارآمدی عبارت است از قضاوت افراد  در مورد توانایی خود برای انجام دادن موفقیت آمیز یک تکلیف یا یک شغل(بندورا،1997). بر اساس این نظریه رفتار افراد تحت انتظارات خودکارآمدی آنها  تغییر می یابد.ارتباط مثبت بین خودکارآمدی و عملکرد در پژوهشهای متعددی ذکر شده است(بندورا،2003؛پانجرس؛1996 و..).دیکمن(1994) بین خودکارآمدی و اضطراب امتحان در دانش آموزان رابطه منفی و معنادار وجود دارد.اسچیرمیل و همکاران(2003) خودکارآمدی  با عزت نفس رابطه مثبت و هر دو با اضطراب امتحان رابطه منفی دارند. لذا اکثر این پژوهشها در سطح دانشگاه انجام گرفته اند. در این پژوهش رابطه خودکارآمدی با اضطراب ریاضی در  دانش آموزان  راهنمایی مورد بررسی قرار می گیرد.زیرا از لحاظ بافت ،تجربه و عملکرد بین این دو سطح تفاوت وجود دارد. لذا در این مطالعه خودکارآمدی به عنوان متغیر میانجی عمل می کند و از طریق خودگردانی تا حد زیادی اضطراب ریاضی را کاهش می دهد.

 

 جنسیت:

بعضی از مطالعات نشان می دهند که دختران نسبت به پسران عملکرد ریاضی بهتری دارند(هلپرین،1997؛بریدن،1995 و...). در مقابل بعضی از مطالعات نشان می دهند که در  دوره های اولیه آموزش دختران و پسران عملکرد یکسانی دارند اما دختران علاقه بیشتری به ریاضی دارند (فود و اسمیت؛1996)؛ و در دوره دبیرستان نسبت به پسران برتری دارند ( اسمیس و همکاران1996). هر چند که بعضی از مطالعات تفاوتهای جنسی را خیلی مهم تلقی    نمی کنند دختران نسبت به پسران  اضطراب بیشتر و اعتماد به نفس پایین تری در زمینه   توانا ییهای خود در مورد ریاضی دارند.(ترنکین؛1993).اضطراب ریاضی در دختران نسبت به پسران  ثبات بیشتری در دورههای آموزشی دارد.

سن:

پژوهشها نشان می دهند که دانش آموزان مسن تر نسبت به دانش آموزان جوان تر تر اضطراب ریاضی بیشتری را تجربه می کنند(لنت،1991؛میکس؛1997 و ...). در مقابل بعضی از مطالعات نشان می دهند که بین دانش آموزان از لحاظ سن در زمینه اضطراب ریاضی تفاوتی وجود ندارد(زیدنر؛1996).لذا نتایج نشان می دهد که سن به عنوان یک متغیر در زمینه اضطراب ریاضی مورد بررسی قرار می گیرد ؛اما نمی تواند  به طور اساسی روی اضطراب ریاضی تأثیر   با معنا داشته باشد.