تحلیل همبستگی:

ماتریس همبستگی بین تمام متغیرهای مورد مطالعه برای دانشجویان سفید پوست ،اقلیت زن و مرد جداگانه نشان داده شده است.  1) به طور کلی برای دانشجویان مرد سفید پوست نمره پایانی با تأخیر ارضاء تحصیلی،انگیزش درونی و بیرونی،ارزش تکلیف ،اعتقادات کنترل، خودکارآمدی ، تعمیم، تفکر انتقادی ، فراشناخت ، زمان مدیریت و تلاش خودگردانی  همبستگی مثبت و معنادار و با اضطراب امتحان  همبستگی منفی  و معنادار دارد. 2)  برای دانشجویان سفید پوست زن نمره پایانی با تأخیر ارضاء تحصیلی، ارزش تکلیف ، خودکارآمدی ، تفکر انتقادی ، زمان مدیریت و تلاش خودگردانی  همبستگی مثبت و معنادار و با بقیه متغیرها هیچ گونه رابطه ای ندارد.3) برای دانشجویان  مرد اقلیت نمره پایانی با انگیزش بیرونی، خودکارآمدی همبستگی مثبت و معنادار و با بقیه متغیرها هیچ گونه رابطه ای ندارد.4)برای دانشجویان زن اقلیت نمره پایانی با انگیزش درونی و بیرونی،ارزش تکلیف، اعتقادات کنترل، خودکارآمدی، تلاش خودگردانی  همبستگی مثبت و معنادار و با اضطراب امتحان رابطه منفی و معناد دار دارد و با  بقیه متغیرها هیچ گونه رابطه ای ندارد.

تحلیل واریانس عاملی و چند متغیره:

با در نظر گرفتن تمام متغیرهای مورد مطالعه به عنوان متغیرهای  وابسته  و با در نظر گرفتن متغیرهای جنسیت و نژاد به عنوان متغیرهای مستقل از آزمون مانوا جهت بررسی تفاوت بین گروهها استفاده شد نتایج نشان می دهند که بین چهار گروه از لحاظ متغیرهای مورد مطالعه تفاوت وجود دارد.البته اثرهای تعاملی آنها معنادار نبود لذا  از آنوا جهت بررسی میانگینها استفاده شد و برای مقایسه میانگینها با هم از آزمون توکی استفاده شد. نتایج نشان می دهد که  میانگین نمره دانشجویان مرد  و زن سفید پوست در متغیر نمره پایانی نسبت به دانشجویان مرد و زن اقلیت بیشتر است. میانگین نمره دانشجویان مرد سفیدپوست  با زن سفید پوست و میانگین نمره دانشجویان مرد اقلیت با زن اقلیت در متغیر نمره پایانی تفاوتی ندارند.

دانشجویان مرد سفید پوست از  لحاظ متغیر تأخیر ارضاء تحصیلی  میانگینی پایینتر و   معنادار نسبت به زنان اقلیت دارند . لذا مردان سفید پوست با زنان سفید پوست و مردان اقلیت تفاوت ندارند.

بین چهار گروه از لحاظ ارزش تکلیف،انگیزش درونی و بیرونی ،اعتقادات کنترل و اضطراب امتحان تفاوتی مشاهده نشد. اما از لحاظ خودکارآمدی بین چهار گروه تفاوت وجود دارد. مردان و زنان سفید پوست نسبت به زنان و مردان اقلیت خودکارآمدی بالاتری داشتند.

از لحاظ راهبرد شناختی تمرین: مردان سفید پوست نسبت به زنان اقلیت  و زنان سفید پوست میانگین پایین تری داشتند. بین آنها با مردان اقلیت تفاوتی وجود نداشت.

بین چهار گروه از لحاظ فراشناخت و تفکر انتقادی تفاوتی وجود نداشت.

از لحاظ تلاش خودگردانی مردان اقلیت نسبت به زنان اقلیت میانگین پایین تری داشتند.بین چهار گروه از لحاظ دیگر متغیرها تفاوتی مشاهده نگردید.

بحث:

 هدف اولیه این مطالعه بررسی این موضوع که  تفاوتهای جنسی و قومی در روابط عملکرد تحصیلی،خودگردانی،انگیزش و تأخیر ارضاء دیده می شود. نتایج بدست آمده تا حدودی مبهم است.نتایج همبستگی نشان می دهد که  انگیزش، عملکرد تحصیلی و  خودگردانی دانش آموزان ممکن است به جنسیت و قومیت آنها بستگی داشته باشد. بین نمره پایانی  و  تأخیر ارضاء تحصیلی  برای دانشجویان سفید  پوست بر خلاف دانشجویان اقلیت رابطه مثبت و معنا دار وجود دارد.این نتایج با  نتایج پژوهش دیگری در این زمینه که نشان دهنده رابطه مثبت بین تأخیر ارضاء تحصیلی و جنسیت در دانشجویان کره ای است(بیمنتری،2007).

در چهار گروه خودکارآمدی با نمره پایانی، همبستگی بالای داشت و برای زنان اقلیت این مقدار بیشتر از گروههای دیگر بود.

در چهار گروه نمره پایانی با ارزش تکلیف رابطه دارد که نشان دهنده اهمیت مطالب درسی برای فراگیران در ارتباط با مشاغل حرفه ای آینده اشان می باشد.این نتیجه با اهمیت است زیرا نشان        می دهد که دانشجویان مستقل از جنسیت و قومیت خود،تکالیفی را که برای آنها ارائه می دهند از لحاظ اهمیت،علاقه و مفید بودن ارزیابی می کنند.

اعتقادات کنترل فقط برای زنان اقلیت معنا دار است چون آنها اعتقاد دارند که تلاششان برای یادگیری درسهایشان منجر به نتایج مثبت می گردد و اگر آنها به اندازه کافی تلاش کنند ،آنها موارد درسی را  می فهمند.

اضطراب امتحان  با نمره پایانی فقط برای گروههای زن و مرد سفید پوست منفی و معنادار بود و با توجه به اینکه اضطراب امتحان در فرضیه ای پژوهش ذکر نشده است از تفسیر آن خود داری می کنیم.

راهبردهای شناختی فقط برای مردان سفید پوست معنادار بودند و برای دیگر گروهها معنادار نبودند.

 نتایج تفاوتهای جنسی و قومی در راهبردهای شناختی و تأخیر ارضاء تحصیلی  تا حدودی غیر منتظره است . برای چهار گروه تمرین و سازماندهی با تأخیر ارضاء تحصیلی رابطه دارد؛ فراشناخت و تعمیم برای سه گروه به جزء زنان اقلیت با تأخیر ارضاء تحصیلی رابطه دارد و تفکر انتقادی تنها برای مردان سفید پوست با تأخیر ارضاء تحصیلی رابطه دارد. این نتیجه مهم است چون تأخیر ارضاء تحصیلی را به عنوان یک راهبرد خودگردانی در ارتباط با کارکرد شناختی می دانند(آیدوک و همکاران،2007).

هدف دوم تفاوت بین میانگینها:

در این پژوهش گروههای با هم متجانس نبودند و به طور کلی دانشجویان سفید پوست نسبت به دانشجویان اقلیت نمره بالاتری را کسب کرده بودند.دانشجویان مرد سفید پوست تنها تفاوت آنها با زنان اقلیت در تأخیر ارضاء تحصیلی بود که زنان اقلیت نمره بالاتری را کسب کرده بودند.این نمره های پایین ممکن است نتیجه اعتماد به نفس پایین آنها باشد.مردان اقلیت نسبت به مردان سفید پوست و  زنان سفید پوست نسبت به زنان اقلیت از لحاظ اعتقادات انگیزشی سطح  بالاتری داشتند ،شاید علت آن این است که مردان  و زنان اقلیت اعتماد به نفس پایینی دارند و به تواییهای خود  در انجام تکالیف چندان اعتقاد ندارند.

مردان سفید پوست نسبت به مردان سفید پوست از لحاظ راهبرهای تمرین و سازماندهی نمره پایینتری داشتند. اما در تلاش خودگردانی زنان اقلیت نمره بیشتری نسبت به مردان اقلیت داشتند. این تفاوتها را با فرایند جنسیت اجتماعی شدن می توان توضیح داد. از زنان بیشتر از مردان انتظار داریم که مهارتهای سازماندهی و تمرین را  از خود نشان دهند.

کاربردهای تربیتی 1) تنظیم اهداف آموزشی2) ایجاد فرصت های برای فراگیران تا اعتقادات خودکارآمدی خود را قبل از پرداختن به تکلیف بررسی کنند3)پیشرفت مهارتهای طلب-کمک4)پیشرفت مهارتهای خودنظارتی ،خود توجه ای در هنگام انجام تکلیف5)تشویق تلاش و علاقه در دروس6)جذب علاقه و توجه فراگیران7)آموزش راهبردهای شناختی8)توجه به جنسیت و قومیت فراگیران در آموزش

محدودیتها:1) حجم نمونه کوچک2) مطالعه همبستگی به جای مطالعه طولی یا آزمایشی