مقدمه مقاله
یادگیری خودگردان دانش آموزان به طور پیوسته مورد توجه پژوهشگران و مربیان بوده است(بندورا،1997؛ریمرمن،2007؛شانک،2006).پژوهشگران نشان داده اند که برای پیشرفت سطح بالای تحصیلی یادگیرندگاه باید یاد بگیرند که چگونه فعالیتهای خود را در راه رسیدن به اهدافشان تنظیم کنند(پنتریچ2007؛شانک؛2006). یادگیرنده خودگردان احساسات،افکار ،رفتار و اعمال خود را در راه رسیده به اهداف آموزشی نظم می دهد(زیمرمن؛2000). اکثر یادگیرندگان موفق به طور مناسبی از راهبردهای یادگیری استفاده می کنند و در سطح بالای انگیزش قرار دارند(بندورا،1997؛زیمرمن، 2000). خودگردانی در طول مهارتهای کسب می شود که ممکن است تفاوتهای فردی را بین یادگیرندگان توضیح دهد.در کلاس، بعضی از دانش آموزان که هنگام انجام تکالیف از راهبردهای خودگردانی و انگیزشی استفاده می کنند دارای خصوصیات ذیل هستند :تلاش زیاد برای موفقیت،لذت بردن از چالش، کاربرد راهبردهای مناسب،تنظیم اهداف و خودکارآمدی بالا ؛ در مقابل دانش آموزانی که هنگام انجام تکالیف از راهبردهای خودگردانی و انگیزشی استفاده نمی کنند دارای خصوصیات ذیل هستند :تلاش کم برای موفقیت، عدم لذت بردن از چالش، عدم کاربرد راهبردهای مناسب، عدم تنظیم اهداف و خودکارآمدی پایین(شانک،2008؛زیشو و همکاران؛2007).
در این پژوهش تأخیر ارضاء تحصیلی به عنوان مجموعه ای از مؤلفه ها برای یادگیری خودگردانی در نظر گرفته شده است. در ادبیات پژوهش ،این مجموعه راهبردهای یادگیری با یادگیری و عملکرد تحصیلی مرتبط هستند. اخیرا" بیمنتری و همکاران(2004) پیشنهاد کرده اند که تأخیر ارضاء تحصیلی عبارت است از به تعویق انداختن فوری پاداش و در نظر گرفتن پاداشی که از لحاظ زمانی طولانی تر و با ارزش تر است.آنها معتقد هستند که تأخیر ارضاء تحصیلی یک راهبرد یادگیری است مانند: خود نظارتی، تنظیم تلاش و...با این دیدگاه،تأخیر ارضاء تحصیلی اشاره می کند به نادیده گرفتن آیتم های فوری موجود و توجه به آیتم های مطلوبی در آینده.
یکی دیگر از عواملی که روی عملکرد افراد تأثیر بااهمیتی دارد اعتقادات خودکارآمدی است.خودکارآمدی عبارت است از قضاوت در مورد تواناییهای خود برای انجام موفقیت آمیز یک تکلیف یا کار(بندورا؛1997؛زیمرمن؛2007؛شانک؛2008). خودکارآمدی تحصیلی به اعتقادات افراد در رابطه با تواناییهایشان برای انجام تکالیف اشاره می کند مانند خواندن،نوشتن،ریاضیات.
با توجه به نظریه بندورا(1997) خودکارآمدی شامل 5 ویژگی اساسی است:1) خود-قضاوتی 2) چند بعدی بودن3) وابسته به بافت4) ملاکهای مشخص 5) ارزیابی قبل از پرداختن به تکلیف.
خودکارآمدی با خودگردانی، انگیزش بالا و موفقیت تحصیلی ارتباط تنگاتنگ و مثبتی دارد(زیمرمن، 2006). بیمنتری(2002) اثرات مستقیم و غیر مستقیم تأخیر ارضاء تحصیلی و خودکارآمدی را روی پیشرفت تحصیلی مورد مطالعه قرار داد. نتایج نشان می دهند که تأخیر ارضاء به عنوان یک متغیر میانجی از طریق خودکارآمدی روی پیشرفت تحصیلی تأثیر می گذارد.
آرمرود(2008) گروه قومی دارای یک فرهنگ مشترک هستند ،که می توانند از لحاظ نژاد،ملیت و مذهب مشابه باشند. پژوهشگران معتقد هستند که یادگیرندگان از قومیت های مختلف با یکدیگر متفاوت هستند. دانش آموزان سیا ه پوست در مقایسه با دانش آموزان سفید پوست در یک جامعه در آزمونهای استاندارد نمره پایین تری کسب می کنند(پنتریچ،2007؛شانک؛2008).همچنین بین یادگیرندگان تفاوتهای جنسی نیز وجود دارد.آرمرود(2008) به طور کلی پسران در حل مسایل ریاضی قبل از بلوغ از دختران بهتر هستند در حالی که دختران در نوشتن و خواندن برتر هستند.پسران بیشتر از دختران پرخاشگری فیزیکی دارند. و در کلاس پسران بیشتر از دختران تمایل به فعالیت دارند. این موضوعات تفاوتهای جنسی را نشان می دهند.
اسکیل(2007) نشان می دهد که زنها در مسیرهای شغلی معین اجتماعی می شوند و مردان با تعقیب کردن وقایع مختلف، اجتماعی می شوند.
پژوهشهای زیادی در زمینه جنست و قومیت در ارتباط با یادگیری خودگردان وجود ندارد. لذا پژوهشهای متعدد در این زمینه یک نیاز با اهمیت تلقی می شود.