- الگوي کرنو

 كرنو (1994) يادگيري خود گردان را مشاركت فعالانه فرد در هدف گزيني و كنترل راهبردها و فرايندهاي يادگيري، هنگام درگيري با تكليف يادگيري تعريف مي كند. او مفهوم يادگيري خود گردان را مجموعه اي از راهبردهاي يادگيري تعريف مي كند كه يادگيرند مي تواند براي مواجهه با نيازهاي  يك  تكليف به صورت  مؤثر و انعطاف پذير  به كار ببرد (بامرت و همكاران ، 2002 ) .

 كرنو دو فرايند، اكتساب و تبديل و پنج راهبرد، چاره جويي ، نظارت ، انتخاب ، پيوند دادن و برنامه ريزي را براي توصيف درگيري شناختي مشخص كرد. تركيب هاي كاربرد بالا و پايين دو فرآيند در تكليف  چالش انگيز در يك محيط آموزشي چهار شكل از درگيري شناختي را تعيين مي كند (شكل 9-2). فرآيند اكتساب، چاره جويي و نظارت را شامل مي شود و فرآيند تبديل، راهبردهاي انتخاب كردن ، پيوند دادن و برنامه ريزي را شامل مي شود .

 كرنو، خود تنظيمي را پيشرفته ترين شكل يادگيري شناختي دانسته است. ديگر شكلهاي كاربرد فرآيندها عبارتند از تكليف محور ( اكتساب پايين ، تبديل بالا) ، مديريت منابع  ( اكتساب بالا، تبديل پايين) و يادگيري دريافت كننده ( اكتساب پايين، تبديل بالا ) .  الگوي كرنو، يك ارتباط فراشناختي را ميان دو فرآيند تصور كرد ؛ فرآيند اكتساب به صورت فراشناختي،  فرآيند تبديل را در جريان پردازش اطلاعات كنترل مي كند.  

  فرايند ها خودشان تركيبي از پنج راهبرد هستند. فرآيند اكتساب به وسيله كاربرد راهبردهاي چاره جويي و نظارت توصيف مي شود. فرآيند تبديل بوسيله كاربرد راهبردهاي انتخاب، پيوند و برنامه ريزي  توصيف مي شود (روگرز[1] ، 2001).



1-Rogerz