نظریه های کنشگر
ديدگاههاي كنشگردربارة يادگيري خودگردان:
نظريه پردازان كنشگر بيان مي كنند كه پاسخهاي خودگرداني بايد به محرك تقويت كنندة بيروني متصل شوند، چرا كه پاسخ هاي خود گرداني در واقع حلقه هايي هستند كه براي به دست آوردن تقويت به يكديگر متصل مي شوند. بنابراين، اگر خود تقويتي به شكل زنگ تفريح به يادگيرندگان در كسب موفقيت در آزمون كمك كند، زنگ تفريح ادامه پيدا مي كند و اگر سبب بهبود عملكرد در آزمون نشود ، اين خود تقويتي متوقف خواهد شد. تصميم گيري براي خود گرداني به اندازه نسبي پاداشهاي فردي فوري و تعويقي و فاصله زماني بين آنها بستگي دارد ( زيمرمن 2001 به نقل از طلوع تكميلي ترابي ، 1383 ). الگوهاي كنشگر، يادگيرندگان رابراي گزينش اهداف رفتاري ، كه موفقيت تحصيلي را بهبود مي بخشد، ازقبيل افزايش توجه كلاسي، افزايش دقت، مشاهده نظام مند و ثبت كردن آن و ارزيابي پيشرفت خود و رعايت تناسب ميان پاداش و ميزان به دست آمدن هدف، تربيت مي كند(ويپ، 2004).
كنشگران به مباحث رشدي خود گرداني توجه نسبتا" كمي دارند ولي در عوض به نقش عوامل بيروني در يادگيري خود گردان تأكيد مي ورزند. روشهاي آموزش كليدي، كه آنها در آموزش خود بكار مي برند عبارتند از الگود هي ، آموزش كلامي و تقويت .
به نظر كنشگران، عامل كليدي سوق دادن به خود گرداني يادگيري ، حضور مؤثر الگوها و وابستگي هاي بيروني براي پاسخ هاي خود گرداني است (مك ماهان ، 2001) .