زيمرمن(1986)معتقد است که فراگيران خودگردان، اهداف مشخصي براي خود در نظر     مي گيرند و براي دستيابي به آنها راهبردهايي را به کار مي برند. اين يادگيرندگان، خود شروع به يادگيري مي کنند، بر پيشرفت خود نظارت دارند و آن را ارزيابي مي کنند. انگيزش دروني و خود ـ انگيختگي در عمل از ديگر ويژگيهاي يادگيرندگان خود گردان است. به عبارت ديگر، آنان علاوه بر استفاده از راهبرهاي شناختي و فراشناختي در يادگيري و ارزيابي نتايج نيز برانگيخته هستند.

يادگيرنده هاي خودتنظيم، راهكارهاي شناختي مناسب را به كار مي گيرند و از نظر تحصيلي ، انگيزه لازم را دارند. فراگيراني كه در يادگيري خود تنظيم فعالند از راهكارهاي شناختي يادگيري از قبيل تكرار منظم ، بسط و سازماندهي استفاده مي نمايند.

يادگيرنده هاي خود تنظيم در برنامه ريزي و سازماندهي يادگيري،  مديريت زمان و      برنامه ريزي زماني، هدف گذاري، كنترل خود و خود ارزيابي نسبت به ديگران برتري دارند (اشنايدر و ديگران ، 1989 به نقل از غلامي ،1382 ) .

نشانه هاي يادگيرنده خود تنظيم عبارت است از هدفمند بودن،  مديريت زمان ، تمرين معنادار و جهت دار، كاربرد مناسب راهبردهاي شناختي و فراشناختي و احساس خودكارآمدي  (زيمرمن ، 1994 زيمرمن و باس ، 1995 به نقل از اميني 1380 ) .                       

يادگيرندگان خود گردان، تکليفهاي خود را طراحي و بررسي مي کنند. از فرايند هاي تفکرخود،آگاهي دارند و از راهبردهاي شناختي براي کسب اهدافشان بهره     مي جويند(کديور،1386). يادگيرندگان خود تنظيم، اهدافي براي يك تكليف ويژه  برمي گزينند و از راهبردهاي  مناسبي براي كسب اين اهداف استفاده مي كنند، آنها پيشرفت خودشان را نظارت و كنترل مي كنند و راهبردهاي  يادگيري خودشان را تا حدي كه لازم باشد، تنظيم مي نمايند. به طور خلاصه، يادگيرندگان خود تنظيم، فعالانه جنبه هاي مهم شناخت و رفتار و محيط را براي كسب اهداف يادگيري خودشان، كنترل مي كنند (لينچ[1] 2004به نقل از نيکدل،1385 ) .

به طور كلي، بررسي ها،  ويژگي هايي را به شرح زير براي يادگيرندگان خود گردان مشخص كرده اند( زيمرمن ، 1998 ، 2000 ، 2001 ، 2002 ؛ وين ، 1995 ، كرنو[2] ، 2001 ؛ به نقل از مونتالو ،2004).

 1) يادگيرندگان خودگردان با راهبردهاي  شناختي (تكرار ، بسط و سازماندهي) آشنا هستند و مي دانند چگونه آنها را به كار گيرند.

 2) يادگيرندگان خودگردان، چگونگي برنامه ريزي، كنترل و جهت دهي فرآيندهاي ذهني خود را براي كسب اهداف شخصي مي دانند ( فراشناخت)                                                                                                            

3) يادگيرندگان خودگردان مجموعه اي از باورهاي انگيزشي و احساسات سازگار و مناسب از قبيل حس بالاي خودكارآمدي تحصيلي، اتخاذ اهداف دانش يادگيري و احساسات مثبت نسبت به تكاليف را نشان مي دهند ( خوشحالي ، رضايتمندي و اشتياق ).

4) آنها زمان و تلاشهاي خود را به منظور كار بر روي تكليف، برنامه ريزي و كنترل مي كنند و مي دانند که چگونه يك محيط يادگيري مطلوب بسازند (مانند يافتن يك مكان مناسب براي مطالعه، كمك خواستن از معلمان و همكلاسان خود).

5) آنها تا جايي كه بافت كلاسي اجازه دهد، تلاشهاي بيشتري براي شركت در كنترل و تنظيم وظايف تحصيلي، جو و ساختار كلاسي ( از جمله اين كه فرد چگونه ارزيابي بشود، تكاليف مورد  نياز، برنامه ريزي وظايف كلاسي ، سازماندهي تيم هاي كلاسي ) از خود نشان       مي دهند.

6) آنها هنگام انجام يک تکليف درسي مي توانند مجموعه اي از راهبردهاي ارادي را جهت دوري كردن از حواس پرتي هاي بيروني و دروني، حفظ تمركز، تلاش و انگيزششان به کار برند.

به عبارت ديگر، مي توان ويژ گيهاي افرد خود تنظيم را در مقوله هاي زير خلاصه کرد:

1)هدفمند بودن، بدين معنا که اين افراد اهداف مشخصي دارند و رفتارهاي به خصوصي را براي دستيابي  به مقاصد خود در پيش مي گيرند. چنين افرادي بر راهبردها و اعمال خود نظارت کرده و آنها را به منظور دستيابي به موفقيت، جرح و تعديل مي  کند.                    

2 ) استفاده از راهبر دهاي شناختي و فرا شناختي، بدين معنا که اين افراد هنگام روبه رو شدن با مسايل و مشکلات از راهبردهاي شناختي و فرا شناختي همچون     برنامه ريزي، نظارت و کنترل هشيارانه، طرح ريزي هدف و مرور ذهني وغيره استفاده مي کنند.

3)احساس خودکارآمدي بالا

4)بر نامه ريزي مناسب

5)خود کنترلي و نظارت بر خود

 6)رضايت مند ي و اشتياق

7)مديرت زمان

8)کنترل هيجانات

9)تقويت خود

10)مديرت مطلوب

لذا يادگيري خودتنظيمي، با برخورداري از کيفتي خاص، مي تواند معلم را در رسالتش ياري داده و او را به سمت اهداف ذيل سوق دهد:

-         در آموزش ايجاد يادگيري و شناختهاي لازم به او مهارت بخشيده و او را با روشهاي مختلف تدرس آشنا مي سازد.

-         معلم را به تشريح و تفهيم مسايل مختلف قادر مي سازد.

-         او را به سمت آزاد منشي و قضاوت صحيح سوق مي دهد                   

-          بين يادگيري آموزشگاهي با مهارتهاي روزمره زندگي رابطه برقرار مي کند.

-         در توسعه شناختهاي فرد، هماهنگ با نيروي اخلاقي و فرهنگي،  او را قادر 

       مي سازد.

-         مديريت مطلوب کلاسي ايجادمي کند.



1-Lynch

2-Carno