روانشناسی تربیتی:کاربردی
آموزشی، پژوهشی 
قالب وبلاگ
نمي دانستم.
هيچ چيز نميدانستم 
و نمي دانستم که نمي دانم،
اما تو مي دانستي و مي توانستي
و همين بس بود که دستهايم را بگيري
و در کلاس مهربانيت بنشاني
و نخستين حرفهايم را برايم هجي کني.
ازآن به بعد در کلاس تو
- که به اندازه همه خوبي ها وسعت داشت-
مي نشستم و از پنجره نگاهت
آسماني را مي ديدم که آرزوهايم را
چون خورشيدي روشن در بر گرفته بود.
چه خوب بودي تو. چه ساده،چقدر مهربان!
و من در چشمهايت مهري مي ديدم
که بوي دامن مادر را مي داد،
وقتي که ريحان مي چيد
و بوي دستهاي پدر را،
وقتي که خسته از کار بر مي گشت،
وضو مي گرفت، و در گوشه ايوان نماز مي خواند.
آن قمري قشنگ
که هميشه پشت پنجره مي نشست
و خبرهاي خوب کلاس را براي مادرها مي برد
هنوز هست!
و آن کلاغ پير که خبر چين بديها بود.
من از کتاب چه مي فهميدم!؟
من از شعر،چه مي دانستم؟
من داستان نديده بودم!
من خاطره نچشيده بودم!
من با همه اينها
در کلاس تو دوست شدم
و با تو در کلاس مهرباني.
يادت هست نوشتي : ابر ... باران باريد!
نوشتي:آب ... سيراب شدم!
نوشتي:بهار... درخت ها برخاستند!
نوشتي:رود ... درياها موج برداشتند!
و من فهميدم که دانستن آغاز توانستن است.
افسوس نماندي
تا برگهاي دفتر خاطراتم را بخواني
حرفهايم را بشنوي
و غلط هاي ديکته زندگيم را درست بنويسي.
هنوز در خاطره آن روزم
که همبازي کودکي هايم  شدي
تا از پله هاي نوجواني بالا بيايم
و جواني ام را به تماشا بنشينم.
هنوز حرفهايت پرده هاي دلم را مي نوازد
و صدايت در کلاس خيالم مي پيچد:
"آن مرد،با اسب آمد.
آن مرد در باران آمد."
هنوز چشم انتظار آن روزم
که آن مرد با اسب بيايد
و در باران اشکهايم،تن بشويد
و راه چون تو شدن را، به من بگويد

اي معلم خوبي ها.....  

جواد محقق

[ سه شنبه 1 مهر1393 ] [ 10:48 AM ] [ مهدی عرب زاده ]
سماع وعظ کجا نغمه رباب کجا 
 
چه نسبت است به رندي صلاح و تقوا را 
 
چراغ مرده کجا شمع آفتاب کجا 
 
ز روي دوست دل دشمنان چه دريابد 
 
کجا رويم بفرما از اين جناب کجا 
 
چو کحل بينش ما خاک آستان شماست 
 
کجا همي‌روي اي دل بدين شتاب کجا 
 
مبين به سيب زنخدان که چاه در راه است 
 
خود آن کرشمه کجا رفت و آن عتاب کجا 
 
بشد که ياد خوشش باد روزگار وصال 
 
قرار چيست صبوري کدام و خواب کجا 
 
قرار و خواب ز حافظ طمع مدار اي دوست 
 
شاعر حافظ
 
[ دوشنبه 10 شهریور1393 ] [ 12:54 PM ] [ مهدی عرب زاده ]

رمضان رفت و رهی دور گرفت اندر بر

خنک آن کو رمضان را بسزا برد بسر

بس گرامی بود این ماه ولیکن چکنم

رفتنی رفته به و روی نهاده بسفر

سبکی کرد و بهنگام سفر کرد و برفت

تا نگویند فروهشت بر ما لنگر

رمضان پیری بس چابک و بس باخردست

کار بخرد همه زیبا بود و اندر خور

او شنیده ست که بسیار نشین را گویند

دیر بنشست برما و همی خورد جگر

چکنم قصه دراز، این بچه کارست مرا

سخنی باید گفتن که به ده دارد در

رمضان گر بشد از راه فراز آمد عید

عید فرخنده ز ماه رمضان فرخ تر

گاه آن آمد کز شادی پر گردد دل

وقت آن آمد کز باده گران گردد سر

مجلسی باید آراسته چون باغ بهشت

مطربی مدح امیرالامرا کرده زبر

باده صافی و پالوده و روشن چو گلاب

ساقی دلبر و شایسته و شیرین چو شکر

اثر غالیه عیدی نارفته هنوز

زان بنا گوش که با سیم زند رنگش بر

دست ها کرده برنگ نو و پاکرده ببند

زانکه چون چشم نگارست و چو زلف دلبر

هر نبیدی را بوسی ز لب ساقی نقل

فرخی تا بتوانی بجز این نقل مخور

این همه دارم و زین بیش به فر ملکی

که امام ملکانست به فضل و به هنر

پس چرا باشم غافل بنشینم بر خیر

ساقیا باده فراز آر و بنه شغل دگر

من و معشوق و می و رود و سرکوی سرود

بر سر کوی سر و دست مرا گم شده خر

ای خوشا بامی ومعشوق سرودی که در آن

نعت آن قد بلند آید و آن سیمین بر

خوش بگوش آید شعری که در آن شعر بود

مدحت خسرو بانعت رخی همچو قمر

مطربا! آن غزل نغز دلاویز بیار

ور ندانی بشنو تا غزلی گویم تر

 

فرخی سیستانی

[ شنبه 4 مرداد1393 ] [ 6:31 PM ] [ مهدی عرب زاده ]

آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است

                                        یا رب این تأثیر دولت در کدامین کوکب است

تا به گیسوی تو دست ناسزایان کم رسد

                                          هر دلی از حلقه‌ای در ذکر یارب یارب است

کشته چاه زنخدان توام کز هر طرف

                                          صد هزارش گردن جان زیر طوق غبغب است

شهسوار من که مه آیینه دار روی اوست

                                           تاج خورشید بلندش خاک نعل مرکب است

عکس خوی بر عارضش بین کآفتاب گرم رو

                                            در هوای آن عرق تا هست هر روزش تب است

من نخواهم کرد ترک لعل یار و جام می

                                             زاهدان معذور داریدم که اینم مذهب است

اندر آن ساعت که بر پشت صبا بندند زین

                                         با سلیمان چون برانم من که مورم مرکب است

آن که ناوک بر دل من زیر چشمی می‌زند

                                               قوت جان حافظش در خنده زیر لب است

آب حیوانش ز منقار بلاغت می‌چکد

                                        زاغ کلک من به نام ایزد چه عالی مشرب است.

حافظ

[ شنبه 28 تیر1393 ] [ 5:59 PM ] [ مهدی عرب زاده ]
 

The Investigation of the Structural Relationship
between Perception of Class and Psychological Basic
Needs of University Students and their Academic Engagement

 

ABSTRACT: The study present a model to describe structural relations between three groups of variables based on theories. The model is containing of class variables (connectedness, personal growth and management system), psychological basic needs (autonomy, competency and relatedness) and academic engagement (behavioral, cognitive and affective). A sample of 360 students participated in research. Results showed model have a good fit, also class variables have direct significant effect on psychological basic needs and on academic engagement in directly except of behavioral engagement (may be because of suited discipline and regularity).the correlation between class perception and academic performance was significant (but low) and between psychological basic needs and academic performance was significant considerably.

Keywords: Psychology, Cognitive, Affective and Behavioral

Journal of Educational and Management Studies
 
[ شنبه 21 تیر1393 ] [ 11:46 AM ] [ مهدی عرب زاده ]
مجله ي مطالعات آموزش و يادگيري
136- 65 ، صفحه هاي 113 / دوره پنجم، شماره دوم، پاييز و زمستان 1392 ، پياپي 2
(مجله علوم اجتماعي و انساني سابق)

دكترفريبرز نيكدل
دانشگاه ياسوج
دكتر پروين كديور **
دانشگاه خوارزمي
دكتر ولي اله فرزاد***
مهدي عربزاده 
دكتر جواد كاوسيان *****
دانشگاه خوارزمي

چكيده
هدف پژوهش حاضر بررسي نقش واسطه اي هيجان هاي مثبت و منفي در ارتباط ميان اهداف پيشرفت (تبحري، عملكردي  رويكردي، عملكردي  اجتنابي ) با راهبردهاي خودگرداني يادگيري (راهبردهاي شناختي و فراشناختي ) در دانش آموزان دختر و پسر دبيرستانهاي شهر تهران بود. براي اين منظور ، 840 دانش آموز با استفاده از روش نمونه گيري خوشهاي چند مرحلهاي از دبيرستا نهاي واقع در شمال، جنوب، شرق، غرب و مركز تهران انتخاب شدند . دادهها از طريق تحليل عامل تأييدي و مدل معادلات ساختاري تجزيه و تحليل شدند . يافته ها نشان داد به استثناي اثر مستقيم جهت گيري هدفي تبحري بر راهبردهاي شناختي خودگرداني يادگيري، اثر مستقيم هي چكدام از متغيرهاي برو ن زا بر راهبردهاي شناختي و فراشناختي معنادار نبوده است. اثر غيرمستقيم (از طريق هيجان هاي تحصيلي مثبت و منفي) همه متغيرهاي برو نزا بر راهبردهاي خودگرداني يادگيري معنادار بدست آمد. اثر مستقيم همه متغيرهاي برو نزا بر هيجان هاي مثبت معنادار بوده است. اثر متغيرهاي برو نزاي جهت گيري هدفي تبحري و عملكردي  اجتنابي بر هيجان هاي منفي معنادار بوده، اما اثر متغير برون زاي جهتگيري هدفي عملكردي  رويكردي بر هيجا نهاي منفي معنادار بدست نيامد . نتيجه اينكه ، اهداف پيشرفت تبحري، عملكردي  رويكردي و عملكردي  اجتنابي با واسطه هيجان هاي تحصيلي بر خودگرداني يادگيري اثر دارند.
واژههاي كليدي: اهداف پيشرفت، هيجان هاي م ثبت و منفي، راهبردهاي خودگرداني يادگيري، الگوي ساختاري.

برای دانلود کامل مقاله می توانید به سایت مجله مطالعات یادگیری دانشگاه شیراز مراجعه کنید.

[ چهارشنبه 28 خرداد1393 ] [ 11:35 AM ] [ مهدی عرب زاده ]
زندگي رسم خوشايندي است
زندگي بال و پري دارد با وسعت مرگ
پرشي دارد اندازه عشق
زندگي چيزي نيست كه لب طاقچه عادت از يادمن و تو برود
زندگي جذبه دستي است كه مي چيند
زندگي نوبر انجير سياه در دهان گس تابستان است
زندگي بعد درخت است به چشم حشره
زندگي تجربه شب پره در تاريكي است
زندگي حس غريبي است كه يك مرغ مهاجر دارد
زندگي سوت قطاري است كه درخواب پلي مي پيچد
زندگي ديدن يك باغچه از شيشه مسدود هواپيماست
خبر رفتن موشك به فضا
لمس تنهايي ماه
فكر بوييدن گل در كره اي ديگر
زندگي شستن يك بشقاب است
زندگي يافتن سكه دهشاهي در جوي خيابان است
زندگي مجذور آينه است
زندگي گل به توان ابديت
زندگي ضرب زمين در ضربان دل ما
زندگي هندسه ساده و يكسان نفسهاست...
زندگي تر شدن پي در پي
زندگي آب تني كردن در حوضچه اكنون است
رخت ها را بكنيم
آب در يك قدمي است...

[ یکشنبه 4 خرداد1393 ] [ 1:46 PM ] [ مهدی عرب زاده ]

تجربه هاي جديد نشان مي‌دهد وقتي ما مي‌بينيم يا مي‌شنويم که شخصي عمل معيني را انجام مي‌دهد، همان بخش‌هاي مغز كه هنگامي که ما همان عمل را انجام مي‌دهيم فعال مي‌شوند، فعاليت مي‌كنند. در واقع لازم نيست ما در مورد اعمال ديگران فکر کنيم يا آنها را مورد تجزيه و تحليل قرار دهيم بلکه فورا آنچه مقصود ديگران است، از طريق شبيه‌سازي (بازسازي) آنچه آنها انجام مي‌دهند، در همان نواحي مغز خودمان درمي‌يابيم. نورون‌هاي آينه‌اي به ما اجازه مي‌دهند بر ذهن ديگران احاطه مستقيمي داشته باشيم و نه از طريق استدلال‌هاي مفهومي، بلکه از طريق شبيه‌سازي بي‌واسطه و احساس همدلي و همدردي. اين سلول‌هاي مغزي در قسمت‌هاي مختلف مغز پراكنده‌اند ولي بيشتر در قشر داخلي لوب پيشاني (فرونتال) و قسمت كناري لوب گيجگاهي (پاريتال) مغز وجود دارند. وقتي انساني فردي را مشغول انجام كاري مي‌بيند، اين مشاهده عمل، باعث ايجاد همان الگوي تحريكي در سلول‌هاي آينه‌اي‌اش مي‌شود و اگر مشاهده‌گر خودش هم آن كار را انجام دهد، فعاليت سلول‌هاي آينه‌اي بيشتر خواهد شد. گاهي حتي شنيدن نيز باعث ايجاد فعاليت در سلول‌هاي آينه‌اي ناحيه‌ پيش‌حركتي مي‌شود؛ مثلا شنيدن كلمه «بزن» باعث ايجاد فعاليت در سلول‌هاي پيش‌حركتي مغز خواهد شد. اين كلمه ممكن است در افرادي بتواند باعث انجام عمل زدن شود. پس به آنچه مي‌بينيم و مي‌شنويم، دقت كنيم چون ديدن و گاهي شنيدن باعث ايجاد تغييراتي در مغز مي‌شود كه اگر خودمان همان عمل را انجام داده بوديم، ايجاد مي‌شد. ديدن صحنه‌هاي خشن، قتل و شهواني از ساير رفتارها تاثيرگذارتر است. دانشمندان دانشگاه يوسي‌ال‌اي، از امكان ضبط مستقيم از سلول‌هاي آينه‌اي مغز انسان خبر دادند. بررسي‌هاي جديد برخلاف آنچه قبلا تصور مي‌شد، نشانگر توزيع بسيار گسترده‌تر اين سلو‌ل‌ها در مغز بودند. بسياري از دانشمندان معتقدند آنچه از ما انسان مي‌سازد، همين سلول‌هاي آينه‌اي هستند. مشكل اينجاست كه تاکنون شواهدي عيني مبني بر وجود سلول‌هاي آينه‌اي در دست نبود و فقط گمان‌هايي در مورد وجود آنها با شواهد غيرمستقيم در دست داشتيم. دكتر ايزاك، استاد جراحي اعصاب و روان‌پزشك دانشگاه يوسي‌‌ال‌اي و همكارانش، براي اولين‌بار امكان ضبط مستقيم از سلول‌هاي آينه‌اي را داشته‌اند. تا به حال دانشمندان مختلفي در منطقه پيش‌حرکتي و منطقه حرکتي مغز انسان توانسته‌اند با طراحي آزمايش‌هايي وجود نورون‌هاي آينه‌اي را اثبات كنند. در مطالعه جديد دانشگاه کاليفرنيا، محققان در مناطق بينايي و حافظه نيز موفق به ضبط امواج نورون‌هاي آينه‌اي شدند. آنها توانستند نشان دهند فعاليت سلول‌هاي آينه‌اي، هنگامي كه علاوه بر تماشاي فعاليت، آن را شخصا انجام مي‌دهيم، بيش از زماني است كه فقط تماشا كرده‌ايم. محققان دريافتند فعاليت نورون‌ها در مرحله عمل و مشاهده در سلول‌هاي مغزي به يك شكل ثبت مي‌شوند. الگوي مغزي ضبط‌شده در مشاهده و انجام اعمال يکسان بود و تفاوتي نشان ندادند. تحقيقات قبلي روي سلول‌هاي آينه‌اي مغز ميمون‌ها، فعاليت اين سلول‌ها در مشاهده و انجام عمل را مشخص كرد اما ضبط فعاليت عصبي سلول‌هاي مغزي انسان قبلا انجام نشده بود. اين مطالعه نشان داد علاوه بر لوب‌هاي پيشاني و گيجگاهي، مناطق وسيع‌تري از مغز با فعاليت‌هاي متفاوت داراي سلول‌هاي آينه‌اي هستند و در پاسخ به فعاليت‌هاي مشاهده شده نيز دخالت دارند. درحقيقت سلول‌هاي آينه‌اي با مشاهده هر عملي همان تاثير را در مغز ايجاد مي‌كنند كه انجام عمل مي‌تواند آن را ايجاد كند. فرضيه اين است كه اين افزايش فعاليت‌ سلول‌ها وقتي در حال مشاهده هستيم، خودكار انجام مي‌شود. نويسنده اين مقاله خاطرنشان مي‌كند علاوه بر اين، زيرمجموعه‌اي از سلول‌هاي آينه‌اي هستند که تمايز ميان عمل مشاهده شده به‌وسيله فرد و کار انجام شده را انجام مي‌دهند. در طراحي اين مطالعه، محققان اطلاعات خود را از طريق الكترودهاي كارگذاشته شده در مغز 21 بيمار در مركز درمان صرع ضبط كردند. اين بيماران دچار صرع و مقاوم به درمان بودند و با كسب رضايت از آنها الكترودها در عمق جمجمه آنها كار گذاشته‌ شد و از فعاليت هزار و 177 نورون در اين 21 بيمار اطلاعات ضبط شد. اين آزمايش شامل 3 بخش بود؛ حالت‌هاي صورت، در آغوش گرفتن و يك آزمايش كنترل. تمام فعاليت اين نورون‌ها در هر 3 حالت ضبط شد. به بيماران از طريق لپ‌تاپ تصاويري نشان داده ‌شد و اين بيماران بغل كردن را مشاهده كردند و اين كار را انجام ‌دادند و همچنين حالت‌هاي صورت را كه در صفحه لپ‌تاپ مشاهده مي‌كردند، تقليد ‌‌كردند. در حالت آزمايش کنترل، به بيماران حرکاتي را از طريق مشاهده آموزش دادند. يافته‌هاي ضبط‌شده در اين 3 مرحله (مشاهده، انجام عمل، مشاهده و انجام عمل آموزش داده شده به صورت توأمان) و مقايسه آنها نتايج ذکر شده را به‌دست داد. اين سلول‌ها در توانايي شناختي که به‌وسيله تقليد به‌دست مي‌آيند، نقش اصلي را بازي مي‌کنند. اهميت تقليد اين است که مقدمه‌اي براي تجسم است، يعني اينکه قبل از رسيدن به زندگي تجسمي، مکانيسم تقليد زير بناي تجسم يا اساس تصوير ذهني را فراهم مي‌كند.

منبع: دانشگاه كاليفرنيا UCLA، لس‌آنجلس

ترجمه : فاطمه خالقي

[ یکشنبه 28 اردیبهشت1393 ] [ 1:36 PM ] [ مهدی عرب زاده ]
اين شعر زيبا از استاد شهريار را تقديم به همه همكاران عزيزم مي كنم . روز و هفته معلم بر همه ی شما بزرگواران مبارک باد .
می توان در سایه آموختن
گنج عشق جاودان اندوختن
اول از استاد، یاد آموختیم
پس، سویدای سواد آموختیم
از پدر گر قالب تن یافتیم
از معلم جان روشن یافتیم
ای معلم چون کنم توصیف تو
چون خدا مشکل توان تعریف تو
ای تو کشتی نجات روح ما
ای به طوفان جهالت نوح ما
یک پدر بخشنده آب و گل است
یک پدر روشنگر جان و دل است
لیک اگر پرسی کدامین برترین
آنکه دین آموزد و علم یقین

[ شنبه 13 اردیبهشت1393 ] [ 12:1 PM ] [ مهدی عرب زاده ]

شادکامی(Happiness) و شاد بودن چیست؟ و به چه عواملی بستگی دارد؟ این سئوال از دیر باز مورد توجه اندیشمندان و فلاسفه بوده است. و با توجه به دیدگاه­های مختلف، پاسخ­های متفاوتی برای آن بوجود آمده است. تا این اواخر روان­شناسان بیشتر بر هیجانات منفی مانند اضطراب و افسردگی  تمرکز داشتند و درمان بیماران و کاهش آن در افراد، هدف اصلی روان­شناسان و روان درمانگران بود. بنابراین سلامت روان و بهزیستی روانشناختی مترادف با فقدان بیماری و علائم آن تلقی می­گردید. از دهه 1980 به بعد در تعریف سلامت روان تحول و تغییراتی به­وقوع پیوست و بیشتر به سلامت روان و بهزیستی از جنبه مثبت آن نگریسته شد. بنابراین طبق این دیدگاه فردی واجد سلامت روان­شناختی است که به­لحاظ زیستی، روانی، اجتماعی از شرایط و وضعیت مطلوبی برخوردار باشد(مایرز و واینر، 1995؛  بوم و همکاران، 2000).براین اساس شاد بودن و خشنودی از زندگی از ملاک های مهم سلامت روان مثبت است(لایو بومیرسکی و همکاران، 2004). شادکامی از جمله متغیرهای مهم در این رویکرد به سلامت روان تلقی می­شود(چتمورووپرموزیک، 2007). شادکامی مفهومی روان­شناختی است که دارای تعاریف و ابعاد مختلفی می­باشد در مباحث روان­شناسی، شادکامی به­عنوان یکی از هیجانات مثبت طبقه­بندی می­شود که انسان­ها در فعالیت های روزانه خود آن­را تجربه می­کنند. آرگیل و میلر(1994، 2001) مؤلفه­های شادکامی را تعریف و تبیین کرده­اند. آنها هفت عامل، شامل خشنودی از زندگی، کارآمدی، اجتماعی بودن، سلامت، شناخت مثبت، احساس خوشی و عزت نفس را مشخص ساخته­اند. آرگیل و همکاران(1995 – 2001) در تبیین دقیق­تر شادکامی به سه معیار اساسی اشاره می­کنند که در توصیف شادکامی باید در نظر گرفته شود: هیجان مثبت، رضایت از زندگی دنیوی و هیجانات منفی. آنها دریافتند که روابط مثبت با دیگران، هدفمند بودن زندگی فرد، رشد شخصیت، دوست داشتن دیگران و طبیعت نیز از اجزای شادکامی هستند.

[ سه شنبه 2 اردیبهشت1393 ] [ 2:56 PM ] [ مهدی عرب زاده ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

دارای مدرک دکتری تخصصی روانشناسی تربیتی که در حال حاضر مشغول به تدریس در دانشگاههای تهران و البرز می باشم و دوست دارم دانشجویان را با مفاهیم جدید و کاربردی در قلمرو روانشناسی تربیتی آشنا سازم.
موضوعات وب
امکانات وب